جهان, زندگی, مهاجرت

مهاجرت به آمریکا از گذشته تا حال

مهاجرت به آمریکا از گذشته تا حال

بازار خیابان مالبری در نیویورک آمریکا در اوایل سال ۱۹۰۰. ایتالیای کوچک در منهتن نیویورک نمونه خوبی است از آنکه مهاجران یک ملیت به صورت گروهی در سرزمین جدیدشان مستقر شدند. (Library of Congress)

این مهاجران بودند که با مهاجرت از انگلستان، آلمان، ایرلند، فرانسه، روسیه و شرق اروپا، امریکا را به آنچه امروزه هست، تبدیل کرده‌‌‏اند. مرزهای امریکا در ابتدا باز بود. تقریبا هر کسی پس از رسیدن با قایق به جزیره ایلیس و پس از ثبت کردن نامش می‌‌‏توانست به صورت رایگان راه خود را در کشور جدید هموار کند.

امروزه قوانین مهاجرت پیچیده شده است : اگر قوانین در گذشته بهتر بود، آیا نباید به سیستم مرزهای باز قرن ۱۹میلادی دوباره بازگشت؟ متاسفانه، یک بله و یا نه ساده به این سوال، جواب کاملی نمی‌‌‏دهد.

این روز‌‌‏ها که بحث اعمال محدودیت‌‌‏های جدید ویزای آمریکا برای ایرانیان و شهروندان پنج کشور دیگر مطرح شده است خوب است نگاهی به مهاجرت به آمریکا از گذشته تا حال بیاندازیم.

کارگر مهاجر مکزیکی در حال چیدن جعفری‌‏های ارگانیک در ولینگتون، کولورادو (John Moore/Getty Images)

مدل بازار آزاد

در گذشته، بازار آزاد بود که ایجاد انگیزه می‌‌‏کرد و مهاجرت به این هدف خدمت می‌‌‏کرد، هرچند که بی دردسر هم نبود. اما امروزه، انگیزه مهاجرت توسط دولت دیکته می‌‌‏شود که باعث ایجاد پیامدهای ناخواسته اقتصادی چون ایجاد برنده و بازنده می‌‌‏گردد.

اگر هدف از مهاجرت تقویت یک کشور از لحاظ اقتصادی در نظر گرفته شود، بنابراین باز کردن مرزهای امریکا در گذشته نتیجه خوبی داده است : جذب کارگران، تجار و دانشمندان از سراسر جهان باعث افزایش ارزش جامعه امریکایی شده است. اگرچه این مسئله فقط به دلیل ساختار انگیزشی آن زمان بود که امکان پذیر گردید.

در قرن نوزدهم، هیچ سیستم دولتی برای رفاه عمومی افراد وجود نداشت. مهاجرانی که با قایق به امریکا می‌‌‏رسیدند باید به تنهایی راهی برای گذران زندگیشان پیدا می‌‌‏کردند. اگر موفق به انجام این کار نمی‌‌‏شدند یا می‌‌‏مردند و یا مجبور به ترک کشور می‌‌‏شدند. مجازات کیفری هم خیلی سنگین بود و برای بسیاری از جنایات، حکم اعدام صادر می‌‌‏شد.

بنابراین مهاجران مجبور بودند که با آداب و رسوم، قوانین و فرهنگ کشوری که به آن مهاجرت کردند، خود را منطبق کنند و در صورتی که قادر به انجام این کار نبودند، دیگر به اندازه کافی برای موفقیت و ایجاد ارزش اقتصادی و بازار کاری خود موفق نبودند.

« دن الیور »، مدیر کمیته اتاق فکر تحقیقات مالی و آموزش مستقر در نیویورک در این باره گفت : « این سختی‌‌‏ها همانند فیلتر عمل می‌‌‏کرد، می‌‌‏خواهید بیایید و موفق شوید. مردم فداکاری‌‌‏های بزرگی انجام دادند تا به اینجا برسند، آداب و رسوم محلی را یاد بگیرند و به یکی از سرمایه داران تبدیل شوند. »

مفهوم اولیه واژه سرمایه‌‌‏دار یا کاپیتالیست اشاره به کسی داشت که صاحب سرمایه بوده است؛ چه در قالب پس انداز بانکی یا چه سرمایه گذاری کسب و کار. به گفته الیور افراد بدون هیچ سرمایه‌‌‏ای مهاجرت می‌‌‏کردند و مجبور بودند سرمایه بدست آورند. وقتی به اینجا نقل مکان می‌‌‏کردید، هیچ کس به شما هیچ چیزی نمی‌‌‏داد.

به گفته‌‌‏ « جورج بورهاس »، پروفسور اقتصاد دانشگاه هاروارد، ایجاد تغییری در قوانین، مهاجرت به آمریکا را بعد از سال ۱۹۲۰ دشوار ساخت و تاثیرات موج شدید مهاجرت از ۱۸۰۰ را کاهش داد.

قانون مهاجرت سال ۱۹۲۴، نظامی سهمیه بندی بر اساس ریشه‌‌‏های ملی مردمی که تا قبل از آن مهاجرت کرده و در امریکا زندگی می‌‌‏کردند معرفی کرد. به طور مثال اگر ۱۰ میلیون نفر با ملیت آلمانی در امریکا زندگی می‌‌‏کردند، حداکثر ۲ درصد از این تعداد یا حدود ۲۰۰ هزار آلمانی می‌‌‏توانستند ویزا بگیرند.

بورهاس در این باره گفت : « تغییر سیاست، به منظور سخت‌‌‏تر کردن مهاجرت بود. با تغییر در قوانین و رکود سال‌‌‏های ۱۹۳۰ و همچنین جنگ جهانی دوم، امریکا دوره طولانی را با تعداد کمی از مهاجران گذراند. »

رفاه اجتماعی، انگیزه‌‏ای برای مهاجرت به آمریکا

در آمریکای امروزی، آن ساختار ایجاد انگیزه ساده گذشته کاملا تغییر کرده است.

در حال حاضر مهاجرت قانونی با گرفتن ویزا و طی گذران سیستمی پیچیده انجام می‌‌‏گیرد. مهاجران هزاران دلار را صرف وکیل متخصص مهاجرت می‌‌‏کنند، پولی که می‌‌‏تواند صرف سرمایه گذاری در کسب و کار یا آموزش شود.

هزینه اولیه درخواست برای اقامت دائم تنها بین ۲۰۵ تا ۱۱۰۰ دلار است. هزینه وکلای مهاجرت نیز به راحتی بین ۵ هزار تا ۱۰ هزار دلار می‌‌‏شود که به این هزینه  اضافه می‌‌‏گردد.

مهاجرتی که مطابق با این قوانین پیچیده نباشد، غیر قانونی است و دولت آمریکا پذیرای آن نیست. شهروندان کشورهای کم درآمد با دیدن فرصت‌‌‏های اقتصادی و حمایت دولت امریکا و وجود سیستم‌‌‏های رفاهی به این کشور مهاجرت می‌‌‏کنند.

طبق آمار سال ۲۰۱۴، ۱۱.۱ میلیون مهاجر غیر قانونی در ایالات متحده زندگی می کنند که بیش از نیمی از این افراد از مکزیک وارد این کشور شدند.

دستمزد این کارگران می‌‌‏تواند برای این کشور سودمند باشد. بورهاس تخمین می‌‌‏زند سود خالص هر ساله‌‌‏ مهاجران قانونی و غیر قانونی به دلیل افزایش فعالیت‌‌‏های اقتصادی به اقتصاد امریکا حدود ۵۰ میلیارد دلار است.

از طرف دیگر، با وجود کارگران بومی به شرکت‌‌‏ها سودی در حدود۵۱۶ میلیارد دلار در هر سال به دلیل دستمزد پایین تعلق می‌‌‏گیرد.

به گفته بورهاس، کارفرمای شما می‌‌‏تواند افراد را بسیار ساده‌‌‏تر استخدام کند. هرچه شما وضعیت مالی بدتری دارید، کارفرمای شما وضعیت بهتری دارد. از دست دادن برای شما به معنای بدست آوردن کارفرما است. در واقع اگر کارفرما از سود بهرمند شود، شما آن را ازدست داده‌‌‏اید. با افزایش ۱۰ درصدی تعداد کارگران، دستمزد کارگران تا ۳ درصد کاهش می‌‌‏یابد. درواقع مهاجران و شرکت‌‌‏های محلی سود می‌‌‏برند ولی کارگران محلی ضرر می‌‌‏کنند.

مهاجرت به آمریکا از گذشته تا حال

کارگران مکزیکی در صف دریافت واکسن آنفولانزا. هر چند که بیشتر مهاجران غیر قانونی به انجام کارهای بدنی و کم مهارت محدود شده‌‏اند، اما این وضعیت را به آنچه در کشورشان می‌‏گذرد ترجیح می‌‏دهند. (John Moore/Getty Images)

بیشتر مهاجران غیر قانونی با دستمزد کمی کار می‌‌‏کنند و واجد شرایط سیستم رفاه عمومی نمی‌‌‏شوند. اما برای بیشتر مهاجران، حتی دستمزد‌‌‏های اندک بخش خصوصی بهتر از چیزی است که در کشورشان به دست می‌‌‏آورند.

همچنین وجود سیستم رفاه برای کودکان متولد امریکا نوعی حمایت از مهاجران است و امکان ارسال پول به کشورهای مبدا باعث تشویق میلیون‌‌‏ها مهاجر فقیر و بی تحصیلات برای عبور از مرزها به طور غیرقانونی می‌‌‏گردد.

به گفته بورهاس، مهاجرت غیر قانونی به امریکا به مهارت خاصی نیاز ندارد وسیستم رفاه این کشور به کارگران کم مهارت، کمک‌‌‏هایی ارائه می‌‌‏کند.

از آنجا که کودکان متولد آمریکا از مهاجران غیر قانونی به طور پیش فرض شهروند در نظر گرفته می‌‌‏شوند، حتی اگر مهاجران اصلی (غیرقانونی) هیچ رفاه و مزایایی دریافت نکنند، کودکان واجد شرایط دریافت خدماتی از جمله بن غذا، تحصیل رایگان و خدمات درمانی از دولت هستند.

در سال ۲۰۱۶، ۴۲ درصد از خانواده‌‌‏های غیر‌‌‏شهروند (حدود ۳.۷ میلیون نفر) به نوعی از مزایای سیستم رفاهی استفاده کرده‌‌‏اند.

با توجه به تحقیقات مرکز مطالعات مهاجرت، خانواده مهاجران، هم قانونی و غیر قانونی، به طور متوسط ۶ هزار و ۲۳۴ دلار سالانه از مزایای رفاهی فدرال استفاده می‌‌‏کنند که ۴۱ درصد بالاتر از متوسط مزایایی تعلق گرفته به خانوار افراد بومی با مبلغ ۴ هزار و ۴۳۱ دلار است.

امروزه اگر سرپرست خانوار به دلیل دستمزد کم به تنهایی قادر به اداره زندگی نباشد، دولت کمک می‌‌‏رساند. از این رو از لحاظ اقتصادی برای افرادی که از کشورهای کم درآمد به امریکا مهاجرت می‌‌‏کنند، تربیت یک خانواده در امریکا بسیار امن‌‌‏تر و ارزان‌‌‏تر است.

به همین دلیل یک پرسش پیش می‌‌‏آید که چگونه دولت آمریکا می‌‌‏تواند منابع محدود خود را میان جمعیت بومی و مهاجران و خانواده‌‌‏های آن‌‌‏ها تقسیم کند؟

سیستم رفاه دولتی، مهاجران را قادر می‌‌‏کند که بتوانند زندگی بهتری برای خود و خانواده خود، فراهم کنند و تحت نظام بازار آزاد زندگی کنند. این در حالی است که در قرن ۱۹، حدود ۲۵ درصد از کسانی که به امریکا رسیدند، در نهایت به خانه‌‌‏هایشان بازگشتند.

به گفته بورهاس در گذشته، بسیاری از مسائل متفاوت بود. مهاجران می‌‌‏آمدند، زمانی که قادر نبودند بازار کار خود را داشته باشند دوباره به کشورهایشان بازمی‌‌‏گشتند.

هجوم گسترده مردم و رقابت در مشاغل ارزان، بازار کار را تحت تاثیر قرار داده است و افزایش کارگران در مشاغل منجر به واکنش شدید جمعیت بومی شده است.

ماهیت مهاجرت غیر قانونی باعث ایجاد گروه‌‌‏های مهاجر می‌‌‏گردد. در نتیجه ادغام در جامعه را در مقایسه با زمان‌‌‏های گذشته سخت‌‌‏تر می‌‌‏سازد.

همچنین، مجازات‌‌‏های جنایی در حال حاضر شدت کمتری دارند و به طور خودکار به اخراج افراد منجر نمی‌‌‏شوند که در تضاد کامل با قرن ۱۹میلادی است.

مهاجران تحصیل کرده و با مهارت

مهاجرت از طریق دریافت ویزای مهارت، در حالی که کاری پیچیده و پرهزینه محسوب می‌‌‏شود، دارای این مزیت است که مهاجران می‌‌‏توانند شغلی با درآمد بالا بدست آورند و بلافاصله به ارزش اقتصاد یک کشور بیافزایند.

به طور مثال با توجه به اداره آمار ایالات متحده مهاجران هندی در حال حاضر با درآمد متوسط ۱۰۰ هزار و ۵۴۷ دلار در سال ۲۰۱۳، ثروتمندترین گروه قومی امریکا محسوب می‌‌‏شوند. این در حالی است که درآمد این گروه قومی دو برابر متوسط درآمد همه آمریکایی‌‌‏ها است که معادل ۵۱ هزار و ۹۳۹ دلار است.

به گفته بورهاس مهاجران با ورودشان مهارت و دانش با خود به همراه می‌‌‏آورند. اما آن‌‌‏ها نیز صرف نظر از اینکه مهاجر قانونی باشند یا غیر قانونی بر دستمزد عمومی تاثیر می‌‌‏گذارند. مهاجران، بسیاری بزرگ‌‌‏ترین اکتشافات این کشور را انجام می‌‌‏دهند و برخی از نوآورانه ترین و نمادین ترین شرکت‌‌‏ها را در این کشور ایجاد کرده‌‌‏اند. بورهاس می گوید : « به نظر شما مارک زاکر برگ، مدیر فیس بوک، از روی خوش قلبی برای کارگران خارجی درخواست ویزای کار می‌‌‏کند؟ »

لیوایز

لوی اشتراوس، متولد آلمان در سال ۱۸۲۹ در سن ۱۸ سالگی به آمریکا مهاجرت کرد. در سال ۱۸۵۳ از نیویورک به سن فرانسیسکو مهاجرت کرد و با افزایش تولید جین، تجارت خانوادگی‏شان را به لوی اشتراوس معروف امروزه که با نام « لیوایز » می‏شناسیم، تبدیل کرد.

پس از آنکه دونالد ترامپ، اولین فرمان منع ورود شهروندان هفت کشور را صادر کرد، بیشتر از ۱۲۰ شرکت از جمله فیس‌‌‏بوک، ای‌‌‏بِی، گوگل، اینتل، نت فلیکس، اوبر و ایر بی‎ان‌‌‏بی اعتراض خود را به این فرمان اعلام کردند.

در بخش تجارت و کسب و کار افرادی چون « لوی اشتراوس »، مخترعان و فیزیکدانانی چون « نیکولا تسلا » و « آلبرت اینشتین » و همچنین اقتصاددانانی مانند « فردریش هایک » و « جوزف شومپیتر »، نوابغ مهاجری هستند که در محیط مناسب امریکا رشد کردند. البته امریکا نیز از این افراد بی نصیب نماند.

« جیمز نولت »، استاد روابط بین الملل در دانشگاه نیویورک در این خصوص گفت : « ایالات متحده هرگز در علم خودکفا نبوده است. همیشه هجوم گسترده‌‌‏ای از دانش علمی از دانشگاه‌‌‏های فنی اروپا وجود دارد. بدون مهاجرت، امریکا هیچ صنعتی با تکنولوژی بالا ندارد. »

بنا بر موسسه آموزش بین المللی، ۷۵ درصد از حدود ۱۲۴ هزار و ۸۶۱ عضو هیات علمی خارجی در سال تحصیلی آکادمیک ۲۰۱۴- ۲۰۱۵ در زمینه‌‌‏های علوم، فناوری، مهندسی و ریاضی محققان خارجی از کشورهایی چون چین، هند، کره جنوبی و آلمان بودند.

مهاجرت به آمریکا

آلبرت انیشتین در سال ۱۸۷۹، در جنوب آلمان به دنیا آمد و در دانشگاهی در زوریخ تحصیل کرد. در سال ۱۹۳۳ برای فرار از آزار و اذیت به ایالات متحده مهاجرت کرد. بقیه عمر خود را در نیوجرزی به آموزش پرداخت.

با این وجود، این نیز درست است که ویزای H1B، که بسیار پیچیده است بیشتر به نفع شرکت‌‌‏های بزرگ با تکنولوژی بالاست تا اینکه به نفع شرکت‌‌‏های کوچکتر با کارگران محلی ماهر و کم دستمزد باشد.

« رابرت براسکا »، مشاور بخش اقتصادی شرکت‌‌‏ها در این خصوص گفت : « شرکت‌‌‏های با فن آوری و تکنولوژی تلاش می‌‌‏کنند که هزینه‌‌‏های خود را پایین نگه دارند. اگر مایکروسافت مجبور به پرداخت ۶۰ هزار دلار به جای ۴۰ هزار دلار باشد آنگاه سود شرکت خود را پایین آورده است. »

بنابراین قضیه کارگران بیشتر و دستمزد پایین‌‌‏تر در شرکت‌‌‏های با تکنولوژی بالا و مهارت بالا نیز به ویژه در بخش علوم و مهندسی صدق می‌‌‏کند. مهاجران و شرکت‌‌‏های بزرگ هر دو از سود بهره‌‌‏مند می‌‌‏شوند، در حالی که کارگران محلی آن را از دست می‌‌‏دهند.

حتی دو میلیون مهاجر متولد هند ساکن در امریکا از زندگی بسیار بهتر و درخشان‌‌‏تری از مردم ساکن هند برخوردارند.

در سال ۱۸۵۶، از پدر و مادری اهل صربستان در کروواسی امروزه به دنیا آمد. در دانشگاه فن آوری گراتس در امپراطوری اتریش-مجارستان به تحصیل فیزیک پرداخت؛ اما به دلیل اعتیادش به قمار هرگز فارغ التحصیل نشد. در سال ۱۸۸۴، تسلا به نیویورک مهاجرت کرد و توانست موتور ای‌‏سی را اختراع کند که تحولی عظیم در دنیای برق و مهندسی مکانیک به وجود آورد.

عامل فرهنگ

حتی قبل از مهاجرت رقابت برای مشاغل بهتر با یادگیری مهارت شروع می‌‌‏شود، با این حال اروپایی‌‌‏ها، چینی‌‌‏ها و هندی‌‌‏ها، ایرانی‌‌‏ها و برخی مهاجران دیگر آمریکا در ریاضیات و علوم بسیار بهتر از همتایان آمریکایی خود هستند و مهارتشان را از همان مدرسه ابتدایی شروع می‌‌‏کنند.

نولت در این خصوص گفت : « اصلاحات زیادی به منظور بهبود مدارس در امریکا باید انجام شود. سطح بسیاری از مناطق بسیار پایین است. برخی از مدارس حتی ریاضیات را به دانش اموزان ارائه نمی‌‌‏دهند. سطح پایین تجربه و تخصص در علوم و مهندسی در فرهنگ آمریکایی ریشه دارد. »

به گفته وی مردم مهندسی را به عنوان یک رشته و راه آسان برای کار در جامعه نمی‌‌‏دانند. به طور مثال اگر به برنامه‌‌‏های تلویزیونی و فیلم نگاه کنیم، چه تعدادی وکیل یا پلیس هستند؟ یا چه تعدادی پزشک هستند؟ یا حتی چه تعدادی دانشمند و مهندس در برنامه وجود دارد؟ هنگامی که سیستمی پر از حسابدار، وکیل و بانکدار داشته باشید و  خالی از مهندس باشید، آنگاه باید این افراد را از از خارج وارد کشور کنید.

با توجه به بنیاد ملی علوم، در سال ۲۰۱۰، ۲۷ درصد از کارگران در علوم و مهندسی در خارج از امریکا متولد شده‌‌‏اند.

مطالعه دیگری که توسط این بنیاد انجام شد، نشان می‌‌‏دهد که ثبت نام افراد بومی در بخش علمی و کارشناسی ارشد مهندسی طی سال‌‌‏های ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۴، ۵ درصد کاهش یافته؛ این در حالی است که ثبت نام افراد خارجی در همان زمان ۳۵ درصد افزایش یافت. در حال حاضر، دانشگاه‌‌‏های آمریکا از استعدادهای خارجی برای پر کردن بخش‌‌‏های علمی خود سود برده‌‌‏اند.

در سال ۲۰۱۵، دانشگاه‌‌‏های دولتی آمریکا ۹ میلیارد دلار از شهریه و هزینه دانشجویان خارجی بدست آورد که این مقدار از ۱۲ درصد از جمعیت دانشجویی گرفته شده که ۲۸ درصد از هزینه‌‌‏های کل شهریه را دربر می‌‌‏گیرد.

از آنجا که برخی از مهاجران واجد شرایط دریافت مزایا و پاداش‌‌‏های خاص نیستند، استخدام در یک شغل با دستمزد پایین‌‌‏تر، برایشان جذاب‌‌‏تر است.

به دلیل نوع ویزای H-1B که به دعوت کننده اصلی گره خورده است، مهاجر بیشتر وابسته به شرکتی است که در آن فعال است و نه تنها نمی‌‌‏تواند مانند یک کارگر محلی تغییر شغل دهد، بلکه شرکت قدرت بیشتری بر روی کارگر دارد.

در پایان، زمانی که اقتصاد مهاجرت از طریق بازار آزاد اداره نمی‌‌‏شود و بدون دخالت رفاه عمومی دولت، هر مقرراتی باعث ایجاد برنده و بازنده می‌‌‏شود.

بورهاس معتقد است که اگر جمعیت بومی یک کشور آماده پرداخت هزینه و خسارت ورود مهاجران به کشورشان هستند، آنگاه باید بدانند که مهاجرت باعث ایجاد برخی مشکلات می‌‌‏شود؛ اما اگر مهاجران برای شما اهمیت داشته باشند، آنگاه در حال کمک به بسیاری از مردم در سراسر جهان هستید. این بزرگ‌‌‏ترین برنامه مبارزه با فقر در جهان است.