جهان

قول ازدواج کودک سه ساله به هم کلاسی‌‌‌‏اش و ازدواج با او پس‌‌‌‏از ۲۰ سال

ازدواج پس از بیست سال عشق

Credit : Facebook | Matt Grodsky

کودکی که سالها پیش در مهدکودک به دختری علاقمند شد و عهد کرده بود که روزی با او ازدواج کند، پس از ۲۰ سال به عهد خود وفا کرد.

« مت گرودسکی » که اکنون جوانی ۲۳ ساله است، زمانی که تنها سه سال داشت، « لورا شیل » را در مهد کودک‌‌‌‏شان در شهر فینیکس واقع در ایالت آریزونا، ملاقات کرد و پس‌‌‌‏از مدتی آنقدر شیفته او شد که جلوی کلاس ایستاد و به همه گفت که روزی با او ازدواج خواهد کرد.

مت که به گفته خودش هنوز هم همانطور عاشق لورا است، داستان آشنایی تا ازدواجش با لورا را در اینستاگرام و نیز در گفتگو با خبرگزاری هاف‌‌‌‏پست این‌‌‌‏گونه تعریف می‌‌‌‏کند :

« لورا آن دوران چیزهای زیادی به من آموخت، این که چگونه تاب سوار شوم، چگونه تپه‌‌‌‏‎ها را نقاشی کنم  و چگونه پنیر رشته‌‌‌‏ای را درست بخورم. ما خاطرات خوبی از بازی‌‌‌‏هایمان مثل قایم باشک، دنبال بازی و شیطنت‌‌‌‏هایمان برای بیدار ماندن در زمان چرت نیم‌‌‌‏روز داریم. »

لورا هم در یادآوری روزهای مهدکودک‌‌‌‏شان می‌‌‌‏گوید : « ما تقریبا همه کار را با هم انجام می‌‌‌‏دادیم. »

وقتی پلاک ماشین‌‌‏ همسر آینده را انتخاب می‌‌‏کند

ویدئو : سنجاب‌‏های راهزن با نمک شکلات‌‏های فروشگاهی در تورنتو را می دزدند

چگونگی کمک به بچه های اوتیسم (درخودمانده) توسط والدین

ازدواج پس از بیست سال عشق

Credit : Facebook | Matt Grodsky

مت می‌‌‌‏گوید که همیشه سعی می‌‌‌‏کرده تا جایی که ممکن است توجه لورا را بیشتر به خود معطوف کند.

او تعریف می‌‌‌‏کند که : « تلاش‌‌‌‏های خودم برای جلب توجه لورا در جشن « سینکو مایو »، زمانی که قرار بود عروسک اسب را باز کنیم،  به خوبی به یاد می‌‌‌‏آورم. خوشبختانه، من بچه‌‌‌‏ای بودم که توانستم این کار را انجام دهم و گمان می‌‌‌‏کنم توانستم توجه او را جلب کنم. »

مت می‌‌‌‏گوید : « پس‌‌‌‏از رفتن به مدارس ابتدایی مختلف، هفت سال ارتباطمان باهم قطع شد و تنها کارت‌‌‌‏های تبریک کریسمس که هرسال از سوی خانواده‌‌‌‏ها به‌‌‌‏دستمان می‌‌‌‏رسید، راهی بود که بتوانیم همیشه چهره یکدیگر را ببینیم. »

اما این سال‌‌‌‏های جدایی هرگز سبب کم‌‌‌‏رنگ شدن عشق مت به لورا نشد و هنگامی که در سال‌‌‌‏های دبیرستان از طریق دوستی مشترک دوباره یکدیگر را یافتند، ظرف مدت دو هفته دوستی‌‌‏شان را دوباره آغاز کردند.

اگرچه در دو دبیرستان مختلف و پس‌‌‌‏از آن در دانشکده‌‌‌‏های متفاوت در ایالت‌‌‌‏های مختلف تحصیل می‌‌‌‏کردند، اما دوستی این دو ادامه یافت تا این‌‌‌‏که در ماه می ۲۰۱۵ مت در خیزی بلند سرانجام پیشنهاد ازدواجش را مطرح کرد.

او می‌‌‌‏گوید : « تا ۲۳ ماه می ۲۰۱۵ ما جفتی آزاد بودیم، تا این که تصمیم گرفتم به عهد دوران پیش دبستانی‌‌‌‏ام پایبند باشم و لورا را به عنوان همسر انتخاب کنم. پیشنهاد ازدواجم را در مکانی که همه چیز از آنجا آغاز شد مطرح کردم، در کلاس مهدکودک. »

اصول کلیدی برنامه‌‏ریزی درسی برای موفقیت در امتحانات

نوزادی با قلبی خارج از بدنش چگونه دوام آورد

ماجرای راز کهن کشیدن دندان بدون درد و خونریزی

ازدواج پس از بیست سال عشق

Credit : Facebook | Matt Grodsky

مت، لورا را همچون همیشه به پیک‌‌‌‏نیک دعوت کرد، اما این‌‌‌‏بار او را به سمت مهدکودک دوران خردسالی‌‌‌‏شان برد.

او می‌‌‌‏گوید : « لورا مرتب از من می‌‌‌‏پرسید که چرا مضطرب هستم و من مرتب جیبم را چک می‌‌‌‏کردم تا مطمئن شوم حلقه سرجایش قرار دارد. »

« وقتی رسیدیم درحالی که برادرم با موبایلش از ما عکس می‌‌‌‏گرفت، زانو زدم و به او گفتم که آیا با من ازدواج می‌‌‌‏کند؟ لورا شوکه شده بود. حلقه را به او تقدیم کردم و او گفت بله… »

مت می‌‌‌‏گوید : « من در کودکی شیفته لورا شدم و تا به امروز هم شیفته او هستم. »

این زوج خوشبخت مراسم عروسی‌‌‌‏شان را در دسامبر ۲۰۱۶ برگزار کردند.

مطالب دیگر :

جایزه گاندی به وکیل حقوق بشر کانادایی اهدا شد

ویدئوی طرز تهیه آش رشته

یک جایگزین احتمالی برای آنتی‌‏بیوتیک‌‏ها