جهان, دیدگاه, کانادا

فرارسیدن بحران آب

به‌‏ جای گفته معروف « آب مایه حیات است »، امروزه آب یادآور کمبود، آلودگی و کشمکش است

بحران آب در دنیا

BENJAMIN CHASTEEN/EPOCH TIMES

 

آب مایه حیات است؛ آب، نفت جدید و قدرت است.

آب تازه و حیات‌‏بخش در حال خشک شدن است، و با سرعتی روزافزون به منبعی کمیاب در سراسر جهان تبدیل می‌‏‌‏شود. بحرانی که علت آن، مصرف بیش از حد و آلودگی آب‌‏هاست. همزمان با حادتر شدنِ این قضیه، نگرانی که از مدت‌‏ها قبل شروع شده بود نیز تشدید می‌‏شود و مطمئنا در زندگی همه ما تاثیر می‌‏گذارد.

امروزه بعضی معتقدند که آب، همان نفت جدید است؛ به همان اندازه کمیاب و باارزش. اما برخلاف نفت، برای زنده ماندن ضروری است.

با نگاهی عمیق‌‏تر به وضعیت آب در این سیاره، واضح است که طی دهه‌‏های آینده، همه کشورها باید موضع خود را نسبت به مصرف آن تعیین کنند و تصمیم بگیرند که چطور باید آب را همچون کالای ارزشمند اقتصادی، یک حق انسانی و یک منبع تمام شدنی درنظر بگیرند.

نظری به وضعیت برخی مناطق  نشان می‌‏دهد که طیف وسیعی ازچالش‌‏ها و رقابت‌‏ها به‌‏خاطر کمبود آب به راه افتاده است.

در کمتر از ده سال آینده، نصف جمعیت دنیا در مناطقی که کمبود آب وجود دارد، زندگی می کنند.

آمریکا هم‌‏زمان پرآبی و خشکسالی طولانی مدتی را تجربه کرده است. آلودگی آب آشامیدنی رو به افزایش است و تنش و نگرانیِ کشورهای همسایه نیز، بر سر منابع مشترک آب روز به روز بیشتر می‌‏شود.

تخمین زده می‌‏شود دو سوم جمعیت جهان تا سال ۲۰۲۵، در مناطقِ دچار کمبود آب زندگی کنند که طبق نظر موسسه منابع جهانی، بیشتر این جمعیت در خاورمیانه، آفریقای شمالی و غرب آسیا متمرکز هستند. اکنون کمبود آب، بعنوان عامل موثری در جنگ سوریه شناخته شده است که قطعا باعث درگیری‌‏ها و تقاضاهای بیشتری برای درخواست آب می‌‏شود.

چین، پرجمعیت‌‏ترین کشور جهان و بیشترین آلوده کننده آب در جهان است. در حال حاضر چند دهه از سیاست‌‏های توسعه کمونیستی که براساس شعارهای مائو شکل گرفت، می‌‏گذرد. شعارهایی همچون، « کوه مرتفع سر تعظیم فرود می‌‏آورد و رودخانه مسیرش را عوض می‌‏کند ! » امروز، نتیجه آن سیاست‌‏گذاری‌‏ها این بوده است که آب سالم این کشور بزرگ تمام شده و جایگزینی هم برای آن نیست.

سازمان ملل متحد در سال ۲۰۱۰ اعلام کرد، دسترسی به آب سالم و تمیز جزیی از حقوق بشر است؛ در واقع پس از تصدیق این‌‏ واقعیت که احتمالا آب تازه را دیگر نمی‌‏توان منبعی تجدید پذیر به حساب آورد. سال گذشته تمامی ۱۹۳ کشور عضو سازمان ملل برای دستیابی به تعهدی جدید، موافقت کردند و در نتیجه، این تعهد جزو آرمان‌‏های توسعه پایدار سازمان ملل قرار گرفت که طبق آن تا سال ۲۰۳۰، امکان دسترسی به آب سالم در سراسر دنیا وجود داشته باشد. بانک جهانی تخمین می زند که رسیدن به این هدف، هزینه‌‏ای بیش از ۷/۱ تریلیون دلار نیاز دارد.

مایکل بِری، اقتصاددان آمریکایی، طی ۱۵ سال گذشته روی این مایه حیات سرمایه گذاری هنگفتی کرده است. ضمنا او از معدود کسانی است که پیش‌‏بینی کرد روزهای طلایی بازار مسکن در سال ۲۰۰۸ ناگهان به پایان خواهد رسید.

هر آمریکایی به طور متوسط بیش از ۳۷۰ لیتر آب در روز مصرف می‌‏کند؛ در صورتی که هر فرد اروپایی، حدود ۲۵۰ لیتر آب در روز مصرف می‌‏کند

تنش‌‌‏های مرزی بر سر آب

آمریکا و کانادا

به گفته موسسه منابع جهانی، آمریکا از نظر کمبود آب منطقه‌‌‏ای « پرخطر » است؛ درحالی‌‌‏که کانادا « کم‌‌‏خطر » می‌‌‏باشد.

بیست درصد از آب شیرین جهان، در کاناداست. بااین‌‌‏حال سیاستمدارانِ این کشور، از صادرات حجم زیاد آب حمایت نکرده و این عمل را مانند یک تابو – نوعی ممنوعیت- درنظر می‌‌‏گیرند.

ازطرفی محدودیت‌‌‏های آسان‌‌‏گیرانه‌‌‏ای که برای تجارت آب در داخل کانادا وجود دارد، ممکن است بحث‌‌‏برانگیز شود و این کشور را به نقض قوانینی متهم کند که در توافق‌‌‏نامه تجارت آزاد آمریکای شمالی « نَفتا » قید شده است.  نفتا که از یکم ژانویه ۱۹۹۴ به‌‌‏اجرا درآمد، قراردادی سه‌‌‏جانبه میان کشورهای کانادا، آمریکا و مکزیک است. هدف این توافق‌‌‏نامه، لغو محدودیت‌‌‏های سرمایه‌‌‏گذاری بین این سه کشور بوده است و طبق آن هیچ‌‌‏یک از اعضا نباید با شرکت‌‌‏های داخلی خود، رفتاری مساعدتر از شرکت‌‌‏های خارجی داشته باشند. در نتیجه هم‌‌‏زمان با وخیم‌‌‏تر شدن بحران جهانی ‌‌‏آب، کانادا ممکن است مجبور شود حجم وسیعی آب در سطح جهانی صادر کند- به‌‌‏ویژه به آمریکا.

گری دوئر، سفیر سابق کانادا در ایالات متحده بود. او در سال ۲۰۱۴ پیش بینی کرد که طی چند سال آینده، اختلاف این دو کشور بر سر مشکل آب، به‌‌‏قدری تشدید خواهد شد که تضادهای مرتبط با طرح خط لوله « کِیستون ایکس-ال »  احمقانه به‌‌‏نظر می‌‌‏رسد. طرحی که با امضای آقای ترامپ مجددا احیا شده است و انتقال نفت کانادا به مرکز آمریکا را امکان‌‌‏پذیر می‌‌‏سازد.

آمریکا و مکزیک

دو منبع عمده آب که بین مکزیک و ایالات متحده مشترک‌‌‏اند عبارتنداز : رودخانه کُلرادو و ریوگراند. مطابق قراردادهای دوطرف، مشخص شده است که از این منابع چه مقدار آب به هر کشور اختصاص داده می‌‌‏شود. اما در سال‌‌‏های اخیر از طرف مکزیک، کمبودهایی از نظر توزیع آب وجود داشته که برخی از سهام‌‌‏داران آمریکایی را عصبانی کرده است؛ آنها می‌‌‏گویند مکزیک مصرف آب مورد نیاز خودش را در اولویت قرار داده، درحالی‌‌‏که برای آمریکا آنچه مورد توافق قرار گرفته است، اولویت دارد.

از طرف دیگر، سهام‌‌‏داران مکزیکی از قبل به این دلیل عصبانی بودند که می‌‌‏گفتند کیفیت آب ارسالی از ایالات متحده به مکزیک، خوب نیست؛ درحدی که برای آشامیدن یا مصارف کشاورزی نامناسب است. آبی که قرار است توزیع شود، ابتدا وارد مخازن شده و سپس سهم آب هر کشور از این مخازن مشخص می‌‌‏شود.

ایران تنها کشور در خاور‌‏میانه است که نیاز آب خود را تامین می‌‏کند

خاور میانه

در نظر افراد خارج از خاورمیانه، مشکلات این منطقه حول و حوش جنگ، نفت و حقوق بشر دور می‌‌‏زنند. حال‌‌‏آن‌‌‏که از دیدگاه درون‌‌‏منطقه‌‌‏ای، آب، عاملی کلیدی برای ثبات و رفاه است. از ده کشور دنیا که دچار بیشترین بحران « تنشِ آب » هستند، هشت تای آنها در خاورمیانه قرار دارند. مفهوم « تنش آب » از « کمبودِ آب » جامع‌‌‏تر بوده و جنبه‌‌‏های بیشتری را شامل می‌‌‏شود. نابراین آنها احتمالا با مسایلی جدی رودرو خواهند بود : مثل کویرزایی، اُفت سطح آب‌‌‏های زیرزمینی، سال‌‌‏های طولانیِ خشکسالی، درگیری‌‌‏های بین ملیتی درباره حقوق آب و شیوه‌‌‏های ضعیف مدیریت آب. تمامی این‌‌‏ها‌‌‏ به تنش‌‌‏های قبلی منطقه اضافه شده و به بی‌‌‏ثباتی وضعیت موجود دامن می‌‌‏زنند.

بحران آب در سوریه و خاور میانه

دختر بچه سوری به دنبال آب

خشکسالی سوریه و جنگ داخلی

خاورمیانه هنوز صراحتا بر سر آب درگیر جنگ نشده، اما کمبود آب عوامل دیگری را تشدید کرده که به کشمکش منجر شده است.

درحالی‌‌‏که هم‌‌‏اکنون جنگ ویران‌‌‏گر سوریه مشکلی جهانی‌‌‏ست، ذهنیت وجودِ ارتباط بین کشمکش‌‌‏ و خشکسالی، به‌‌‏تازگی متداول شده است.

از سال ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۰ سوریه دستخوش خشکسالی شدیدی شد که در ۹۰۰ سال اخیر بی‌‌‏سابقه بود. نتیجه آن نابودی دام‌‌‏ها و افزایش قیمت مواد غذایی بود و باعث شد که یک‌‌‏ونیم میلیون کشاورز از زمین‌‌‏های کاملا خشکِ خود دست کشیده و روانه شهرها شوند. پژوهشی جدید نشان داد که هجوم پناهندگان آب، نرخ بالای بیکاری و سایر تنش‌‌‏ها و فشارهای روحی، نا‌‌‏آرامی‌‌‏های داخلی را تشدید و در نهایت آتش جنگ داخلی را شعله‌‌‏ور کرد.

این بحران، تا حدودی حاصل از سیاست نسنجیده چند دهه اخیر بود. در سال ۱۹۷۰، رئیس جمهور حافظ اسد « پدر رئیس جمهور فعلی- بشار اسد » فرمان داد که سوریه باید در بخش کشاورزی خودکفا شود. درنتیجه کشاورزان چاه‌‌‏های عمیق و عمیق‌‌‏تری حفر کردند تا بتوانند از سفره‌‌‏های آب زیرزمینی کشور استفاده کنند… بالاخره کار به جایی رسید که چاه ها خشک شدند.