روانشناسی

کاربرد نظریه انتخاب در تغییر رفتارهای نامناسب نوجوانان (تجربه واقعی)

کاربرد نظریه انتخاب در تغییر رفتارهای نامناسب نوجوانان (تجربه واقعی)

دختر پانزده سالهای به نام ثمین (اسم مستعار) را به دفتر کارم آوردند که به گفته مادرش با همه دنیا لجبازی میکرد؛ با مدرسه، با پدر و مادر، با معلمها و حتی با خودش. او درس نمیخواند و بیشتر وقتش را جلوی تلویزیون میگذراند و یا تلفنی در حال صحبت با دوستانش بود. بین آنها درگیری زیادی بر سر اتلاف وقت و افت تحصیلی ثمین در میگرفت.

ثمین به محض ورود  به دفتر من در گوشهای نشست و گفت : مرا به زور آوردهاند. با او همدلی کردم و گفتم : اگر تا اینجا اجباری در کار بوده است از این لحظه در مورد ادامه صحبت با من، هیچ اجباری در کار نیست. تو حق داری که انتخاب کنی در مورد مسائل خصوصی خودت با من حرف بزنی یا نه ! اما اگر تصمیم گرفتی با من حرف بزنی، روش کار من این است که در مورد حق هر انسانی در زندگیاش و میزان مداخله دیگران در تصمیمات او، کار میکنم و به افراد کمک میکنم چهطور در زندگی انتخابهای خوبی انجام بدهند تا به نتایج دلخواه برسند و چهطور رفتار کنند تا دیگران آنها را مجبور به کاری نکنند.

سپس او با چهرهای کمی شادتر از قبل گفت که میخواهد با من صحبت کند. در جلسات بعدی با مادر ثمین در مورد نحوه صحیح نظارت بر درس دخترش صحبت کردم. به او گفتم که :

شما به عنوان مادر، تاکنون چند بار بر سر مدرسه و تکالیف آن با فرزندتان به جروبحث پرداختهاید؟ آیا سعی کردهاید با روشی آزادمنشانه و بهدور از کنترل در مورد انتخابهای فرزندتان و پیامدهای احتمالی آن فقط به او اطلاعات بدهید؟ شاید در بسیاری از موارد به جز مواردیکه خطر جانی و روانی غیرقابل جبرانی دارد، دادن حق انتخاب به او آنقدر که شما فکر میکنید مضر نباشد و فرصت اینکه خودش تجربه کند، از صدها ساعت صحبت و نصیحتکردن موثرتر باشد. وقتی رفتار او توسط پیامدهای خودش کنترلشود او احساس میکند بر خودش و رفتارهایش کنترل دارد. یعنی به حسی از کنترل درونی دست مییابد و به این دیدگاه میرسد که باید در مورد انتخابهایش دقت و تامل بیشتری بکند. در غیر این صورت، او در جدالی دایم با شما برای کسب این حق خود به لجبازی و مبارزه ادامه خواهد داد.

مادر ثمین پس از آشنایی با نظریه انتخاب، شروع به تغییر رفتارهای غرزدن و نقزدنش کرد. پس از مدتی به نزدم آمد و گفت که : روزی تصمیم گرفتم با ثمین حرف بزنم. بدون استفاده از زور و اجبار به او گفتم کی وقت داری حدود یک ربع با هم صحبت کنیم؟ ثمین با تعجب از تغییر سبک رفتارم گفت : نیم ساعت دیگه ! نیم ساعت بعد در زدم و با اجازه وارد اتاقش شدم. با علاقه منتظر بود. کمتر برای صحبت با من علاقهاش را نشان میداد ! در ابتدا تشکر کردم که پیشنهادم برای صحبت را پذیرفته است. تعجب در صورتش هویدا بود ولی با احترام گفت : خواهش میکنم.

به او گفتم که تصمیم گرفتهام سبک رفتارم را کمی تغییر بدهم ولی این به معنای این نیست که انتظاراتم تغییر کردهاست ! از او پرسیدم که آیا از وضعیت مالیمان اطلاعی دارد؟ کمی اطلاع داشت. به او گفتم : صدهزار تومن به تو میدهم. تو حق انتخاب داری که با آن ضعف درسیات را جبران کنی یا اینکه خرج ردشدن در امتحان بکنی ! بعدازظهر آن روز برنامه مطالعهاش را به دیوار اتاقش دیدم.

تئوری انتخاب چه میگوید؟

آموختن نظریه انتخاب از آن جهت ارزشمند است که به وسیله آن میتوان به نوعی مهندسی رفتار دست یافت. مشکلات با فرزندان و سایر افراد از زمانی آغاز میشود که سعی میکنیم آنها را کنترل نماییم. انسان آزاد، کسی است که نه سعی دارد کسی را وادار به کاری سازد که نمیخواهد و نه به کسی اجازه میدهد که او را وادار به چنین کاری سازد و مهمتر از همه خود را مجبور به رفتار و روشی نمیکند که از آن لذت نمیبرد.

تئوری انتخاب، توسط ویلیام گلاسر روانپزشک آمریکایی مطرح شده است. او معتقد است آنچه به فرزندان ما، برای موفقیت در درس و زندگی کمک میکند انضباط است، نه مجازات که متاسفانه در بسیاری از خانوادهها و مدارس هنوز مجازات، رفتار فرزندان ما را هدایت میکند.

انضباط یعنی اینکه به فرزندمان اجازه انتخاب دهیم، کمکش کنیم که آگاهانه انتخاب کند و تا پایان راه به انتخاب خود متعهد بماند و اما مجازات، پیامدهای رنجآوری است که والدین و مدرسه به نوجوان تحمیل میکنند و به او میگویند چه کار و رفتاری را انجام ندهد و نمیآموزد که چه کار یا رفتاری را انجام دهد.

فرزند ما با آگاهی از عشق و علاقه ما به او، کاملا آرام خواهد شد و این مهم هرگز با انجام عادات مخرب انتقاد، سرزنش، تهدید، غر زدن، شکایت، تنبیه و باجدادن به دست نمیآید.

برگرفته از کتاب والدین خوب، نوجوان خوب ! از دکتر علی پژوهنده و دروگر

مطالب دیگر :

تورنتو : راهیپمایی صلح آمیز به مناسبت خروج ۳۰۰ میلیون نفر از حزب کمونیست