روانشناسی

چگونه با وجود افکار منفی در آرامش زندگی کنیم

کاستن از حجم افکار منفی در ذهن

(Pexels.com)

نویسنده : نانسی کولیر روان درمانگر

آیا مکررا افکار منفی دارید؟ دلیلش مشخص است؛ زیرا یک انسان هستید.

طبق تحقیقات آزمایشگاه تصویربرداری عصبی در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، یک فرد به طور متوسط روزانه شصت تا هفتاد هزار فکر را تجربه می‌کند. من به عنوان یک روان درمانگر، با اطمینان می‌توانم بگویم که درصد زیادی از این افکار حول و حوش مواردی همچون : چه اتفاقی ممکن است بیافتد، چه اشتباهی رخ خواهد داد، چه اشتباهی انجام دادیم و آنچه که دیگران انجام می‌دهند اشتباه است، هستند.

آنچه افکار منفی پی در پی را مهارناپذیر می‌سازد این است که آنها غالباً از اعتقادات درونی خودمان نشات می‌گیرند مانند « من به اندازه کافی خوب نیستم »، « اون چیزی که می‌خوام را بدست نمی آورم » یا « دنیا قابل اعتماد نیست. » از آنجا که آنها از این باورهای عمیق درونی خودمان ساخته شده اند، حلقه افکار منفی بسیار قدرتمند و چسبنده می‌شوند. ممکن است آنها را باور کرده و فکر کنیم گویی پایداری آنها به نوعی گواه حقیقت آنها است. در نتیجه، مجبور هستیم که با محتوای آن‌ها درگیر شویم.

شاید یاد گرفته اید که در مورد افکار منفی مان باید کاری انجام دهیم و ثابت کنیم آنها اشتباه هستند، خودمان را متقاعد کنیم که آنها حقیقت ندارند یا فعالانه آنها را با افکار مثبت جایگزین کنیم. در هر صورت نباید نسبت به آنها بی تفاوت باشیم.

ذاتاً هیچ چیز اشتباهی در مورد این استراتژی‌ها وجود ندارد. استدلال کردن و نفی افکار منفی گاهی اوقات مفید است، چون آن‌ها را فعالانه با افکار مثبت جایگزین می‌کند. اما موثرترین رویکردی که من در مقابل افکار منفی مکرر یافته‌ام، زحمت زیادی ندارد و این گونه انجام می‌شود : از تلاش برای تغییر افکار منفی دست بردارید ; با آنها یا در مورد آنها کاری نکنید ; دست از مبارزه با آنچه در حال وقوع است بردارید و فقط مشاهده گر باشید.

اصلاح افکار منفی

چگونه می‌توانیم خوب باشیم وقتی که افکاری که از ذهن مان می‌گذرند خوب نیستند؟ ممکن است تصور کنیم که با عدم تغییر افکار منفی مان آن‌ها جزئی از باور حقیقی مان هستند و باید آن‌ها را بپذیریم. اما اگر این فرضیه اشتباه باشد چی؟

هنگامی که افکار منفی در دنیای درونی مان ظاهر می‌شوند و از محتوای آنها آگاه هستیم، آیا نمی بایست کاری در مورد شان انجام دهیم و آنها را از بین ببریم، به آنها انرژی نبخشیم، دنبالشان نکنیم یا حتی باورشان نکنیم؟ آیا افکار منفی درباره این که واقعا چه کسی هستیم بی معنی نیستند؟ با این حال، قبل از اینکه بتوانیم این رویکرد را عملی کنیم، باید باور داشته باشیم که این کار شدنی است.

در واقع خود ما عامل ایجاد افکار هستیم، و برای برخی، دستورالعمل هیچ کاری نکردن احساس می‌شود کافی نباشد. تکنیک « هیچ کاری نکردن » در صورتی می‌تواند مفید باشد که به عنوان چیزی فعالانه‌تر عمل نموده و دامنه آن وسیع‌تر شود. به طور خاص، به جای تمرکز بر تغییر نکردن افکارتان، توجه خود را از افکار به سوی آنچه ماورای آن‌ها است معطوف کنید.

به محض اینکه افکار منفی ظاهر می‌شوند، تمایل داریم توجه خود را به آنها محدود کنیم، از این رو هر چیز دیگری را که ممکن است در آگاهی مان وجود داشته باشد را مسدود می‌کنیم. و با این حال، اگر از فراسو به آنها نگاهی بیندازیم و ببینیم چه چیز دیگری وجود دارد و چه چیزی پشت و ورای افکار است، با این کار آنها را تنها می‌گذاریم و توجه خود را به فضای بزرگ اطراف آنها سوق می‌دهیم. مثل این است که توجه خود را از پرندگان به آسمان معطوف کنیم.

جنبه مهم این عمل، قضاوت در مورد این واقعیت نیست که در وهله اول افکار منفی داریم. در حقیقت، افکار با رضایت ما یا بدون آن اتفاق می‌افتند. این واقعیت که افکار منفی دوباره و بارها بر می‌گردند از پیامدهای جانبی عملکرد سیستم ذهنی مان است. این یک شکست از طرف ما نیست، از سطح معنوی مان نمی کاهد یا خصوصاً یک عیب و نقص نیست. هرچه زودتر بتوانیم این حقیقت را بپذیریم، زودتر می‌توانیم با امور زندگی کنار بیاییم.

کاستن از حجم افکار مزاحم

یک روز یا یک ساعت این کار را امتحان کنید : افکار خود را تغییر ندهید، مهم نیست که آنها شامل چه مواردی باشند – فقط آنها را تنها بگذارید، اجازه دهید بیایند و بروند. توجه خود را از افکار به سمت کسی که به آگاهی و حضور خودش واقف است معطوف کنید. فضایی که افکار در آن ظاهر می‌شود، سکوت بعد از سر و صدا، سکون بعد از حرکت و جنبش را احساس کنید.

وقتی توجهمان را بدین طریق تغییر می‌دهیم، اتفاقی بسیار شگرف رخ می‌دهد : افکار شروع به از دست دادن قدرت خود می‌کنند. آنها ممکن است هنوز هم در آنجا باشند، اما دارای « شدت » کمتری خواهند بود. حجم افکار از فریاد به یک زمزمه تغییر می‌کند. هنگامی که هم افکار کم‌ اغوا کننده‌تر شده و نمی‌توانند ما را تحت تاثیر قرار داده و یا درگیر کنند، همگی شروع به از بین رفتن می‌کنند. با این حال گاهی اوقات افکار منفی محو نمی شوند و در حالی که انتظار داریم فروکش کنند ادامه می‌یابند و هیچ اثری دال بر موفقیت یا عدم موفقیت روند تمرین مان نمی بینیم.

افکار منفی تکراری بخشی از سفر ذهن انسان هستند.  ممکن است نتوانیم جلوی آنها را بگیریم. با این وجود، می‌توانیم تلاش برای تغییر چیزی ثابت و تقریبا دائم را متوقف نمائیم. چیزی که اهمیت دارد این است که چگونه با خود و افکارمان ارتباط برقرار کنیم. هنگامی که از مبارزه با چیزی اجتناب ناپذیر دست برمی‌داریم، به صلح درونی دست یافته و توجه مان به سمت مرزهای جدید هدایت می‌شود. درنهایت، با رابطه‌ای که با افکار خود ایجاد کرده و تسلط و تمرکزی که با توجه و مشاهده خودمان به دست می‌آوریم، همان چیزی است که تجربه و بینش ما را خلق می‌کند.

نانسی کولیر روان درمانگر، کشیش و نویسنده کتاب « قدرت خاموش : راهی آگاهانه برای هوشیار بودن در دنیای واقعی » است. وب سایت وی : NancyColier.com

مطالب دیگر :

چه مدت زمان لازم است تا به وزن مورد نظر خود برسید؟

انتشار اسناد آزار و اذیت مسلمانان توسط حزب کمونیست چین

15585

آخرین اخبار دنیا بدون سانسور خبری را در ایمیل خود دریافت کنید!

اپک تایمز رسانه ای فعال به ۲۱ زبان در ۳۵ کشور

15856