چین, نه شرح و تفسیر درباره حزب کمونیست

فصل 5- تباني جيانگ ‌زمين و حزب کمونيست چين براي آزار و اذيت فالون ‌گونگ

کتاب نه شرح و تفسیر درباره حزب کمونیست چین برای اولین بار در نوامبر سال ۲۰۰۴ منتشر شد  که به دنبال آن نسخه انگلیسی کتاب به‌‏سرعت ترجمه گردید. سری مقالات چاپ‌شده در این کتاب باعث شد که بیش از ۱۱۵ میلیون نفر از مردم چین از حزب کمونیست چین و سازمان‌های وابسته به آن خارج شوند، و برای  تغییر و تحولات در چین، جنبش صلح‌آمیز بی‌سابقه‌ای را پدید آورد. ما دراینجا دست به چاپ  نسخه‌‏ای جدید با ویرایشی مجدد زدیم، که به نسخه‌های صوتی و تصویری آن الحاق شده‌‏است. این نسخه‌های صوتی و تصویری توسط رسانه‌های همکار ما در شبکه تلویزیونی اِن تی دی و شبکه رادیویی صدای امید تولید شد. برای دسترسی به سایر نسخه‌‏های نه شرح و تفسیر لطفا به فهرست مطالب مراجعه نمایید- به صورت رایگان.

مقدمه

خانم جانگ فوجن (Zhang Fuzhen)، حدود ۳۸ ساله، كارمند پارك شيان‌هه (Xianhe) شهر پينگ‌دو (Pingdu) واقع در استان شان‌دونگ چين بود. او در ماه نوامبر ۲۰۰۰ جهت استيناف فالون ‌گونگ به پكن رفت و چندي بعد توسط مقامات ربوده شد.

جيانگ زِمين درحاليکه به اداره ۶۱۰ (سگ) فرمان مي‌‌‌‌‏دهد که تمرين‌‌‌‌‏کنندگان فالون گونگ را مورد آزار و شکنجه قرار دهد، فرياد مي‌‌‌‌‏زند “فالون گونگ را در عرض سه ماه ريشه‌‌‌‌‏کن سازيد !”

بعدها پليس زهري ناشناخته به او تزريق كرد. پس از اين تزريق، جانگ به چنان درد مهلكي دچار شد كه مشاعرش را از دست داد. او با درد دست و پنجه نرم كرد تا در آخر مرد. تمامي اين جريانات را مقامات اداره‌ي محلي ۶۱۰ شاهد بودند. (برگرفته از گزارش ۲۳ جولاي ۲۰۰۴ سايت اينترنتي Clearwisdom [۱])

خانم يانگ لي‌رونگ (Yang lirong)، ۳۸ ساله از اهالي خيابان بي‌من (Beimen)، شهر دينگ‌جو (Dingzhou)، استان هبي (Hebei) بود. خانواده‌ي او اغلب توسط پليس مورد آزار و اذيت قرار مي‌گرفت چرا كه او فالون ‌گونگ را تمرين مي‌کرد.

در هشتم فوريهي سال ۲۰۰۲ پس از يك حملهي شبانه‌ي پليس به خانه‌شان، شوهر خانم يانگ كه راننده‌ي اداره‌ي استاندارد و هواشناسي بود احساس كرد كه ممكن است شغلش را از دست بدهد. او قدرت تحمل فشار زيادي را كه مقامات محلي به او وارد مي‌كردند نداشت. صبح روز بعد پس از اينكه والدين پيرش در ساعات اوليه صبح از خانه خارج شدند همسرش را حلق آويز كرد.

يانگ لي‌رونگ با بي‌رحمي تمام كشته شد و از او يك پسر ۱۰ ساله به جاي ماند، بلافاصله شوهرش مورد را به مقامات اطلاع داد. پليس با عجله به صحنه رفت تا جنازه او را كه هنوز گرم بود جهت اتوپسي (كالبد شكافي) به مركز ببرد. آنها تحت عنوان اتوپسي بسياري از اعضاي دروني بدن او را خارج كردند در حالي كه اين اعضا همچنان گرم بوده و خون از آنها جاري بود. يكي از كاركنان اداره‌ي سري دينگ‌جو (Dingzhou) گفت : ”اين كار درواقع اتوپسي نيست بلكه جداسازي اعضاي زنده جهت پيوند اعضاست“ (برگرفته از گزارش ۲۵ سپتامبر ۲۰۰۴ از سايت اينترنتي Clearwisdom [۲])

در اردوگاه كار اجباري وان‌جيا (Wanjia) واقع در استان هيلانگ‌جيانگ (Heilongjiang) يك زن باردار كه ۷ ماهه حامله بود از تيركي آويخته شد. هر دو دست او را با طناب كلفتي بسته و طناب را از قرقره‌هايي كه به تيرك وصل شده بود رد كردند. چهار پايه زير پاي زن را كشيده و او در بين زمين و آسمان آويزان شد. اين تيرك ۳ تا ۴ متر از زمين فاصله داشت.

طناب از درون قرقره رد شده و به دست يك زندان‌بان داده شده بود. وقتي كه زندان‌بان طناب را مي‌كشيد، زن بالا رفته و آويزان مي‌شد و وقتي به بالا مي‌رسيد زندان‌بان طناب را رها كرده و زن محكم به زمين مي‌خورد. اين زن آنقدر شكنجه داده شد تا بچه‌اش از بين رفت. ظالمانه‌تر آن بود كه شوهرش را مجبور كردند تا شاهد اين شكنجه باشد. (برگرفته از گزارش پانزدهم نوامبر سال ۲۰۰۴ در سايت مينگ‌هويي (Minghui) و مصاحبه با خانم وانگ يوجي (Wang Yuzhi) كه مدت ۱۰۰ روز در اردوگاه كار اجباري وان‌جيا شكنجه شد.)[۳]

در اردوگاه کارسخت وان‌‌‌‌‏جيا واقع در استان هيلونگ‌‌‌‌‏جيانگ، زني باردار که تمرين‌‌‌‌‏کننده فالون گونگ بود، چنان مورد آزار و شکنجه قرار گرفت که دچار سقط جنين شد. پليس فرياد مي‌‌‌‌‏زند : “آيا باز هم تمرين مي‌‌‌‌‏کني يا نه؟ !”

چنين فجايع تكان‌دهنده‌اي نه در چين قديم بلكه در چين مدرن امروزي اتفاق افتاده است. اينها تنها نمونه‌اي از شكنجه‌ها و اعدام‌هاي بي‌شماري بود كه بر سر تمرين‌کنندگان فالون ‌گونگ در طول ۵ سال آزار و شکنجه‌ي مستمر آمد.

از زماني كه چين در دهه‌ي ۷۰ اصلاحات خود را آغاز كرد، ح‌ك‌چ همواره سعي در ايجاد يك وجهه‌ي مثبت ليبرال داشت. با اين وجود، اعدام‌ها و شكنجه‌هاي وسيع و بي‌اساس و ظالمانه‌اي كه بر سر پيروان فالون ‌گونگ آمد باعث شد تا مجامع بين‌المللي بار ديگر چهره‌ي واقعي و مخوف ح‌ک‌چ را شاهد باشند و از طرف ديگر برگ سياه و ننگين ديگري به پرونده‌ي نقض حقوق بشر توسط اين حزب اضافه گردد.

عمده‌ي جمعيت كشور چين با اين خيال واهي كه حزب كمونيست در حال پيشرفت و توسعه است به فساد پليس اين كشور و عدم پايبندي به اصول اخلاقي و زورگويي نشأت گرفته از نظام قضايي و اجرايي آن عادت كرده‌اند. ولي از جهت ديگر، آزار و شکنجه‌ي برنامه‌ريزي شده و ظالمانه‌ي پيروان فالون ‌گونگ چنان در تمامي سطوح جامعه و در بين افراد مختلف مشهود است كه همگان آشكارا به نقض حقوق بشر توسط اين حزب اذعان دارند.

بسياري از مردم هنوز از آزار و شکنجه‌ي ستمگرانه و وسيعي كه در اين كشور صورت مي‌گيرد حيرت‌زده‌اند و باورشان نمي‌شود كه حكومت بتواند تا اين حد ظالم باشد. نظم و آرامش ۲۰ سال پيش پس از هرج و مرج ناشي از انقلاب فرهنگي شكل گرفت. ولي چرا پس از اين مدت طولاني جامعه‌ي چين دوباره شاهد چنين كابوس‌هايي شده است؟

چرا فالون ‌گونگ كه طلايه‌دار اصول ”درستكاري، شفقت و بردباري“ است و در ۶۰ كشور مختلف در سراسر جهان جاري است تنها در چين است كه سركوب مي‌شود نه در هيچ كشور ديگري؟ رابطه‌ي بين جيانگ ‌زمين و حزب كمونيست در اين آزار و شکنجه‌ چيست؟

جیانگ زمین با حمايت از كشتار ميدان تيان‌آن‌من به مقام دبير كلي ح‌ک‌چ رسيد.

 جيانگ‌ زمين فاقد توانايي و استحكام شخصيت اخلاقي است. او بدون ماشين ايجاد خشونت خود كه ح‌ک‌چ بوده و خود بر پايه‌ي جلادي و دروغ ساخته شده هرگز قادر به انجام چنين نسل‌كشي كه در سراسر چين جاري است و حتي به خارج مرزهاي اين كشور نيز كشيده شده، نمي‌بود.

جيانگ زِمين با حزب کمونيست چين تباني کرد تا با استفاده از خشونت و دروغ، فالون گونگ را تحت آزار و شکنجه قرار دهد.

به همين ترتيب ح‌ک‌چ‌ به آساني به مبارزه با جريان گرايشات تاريخي و محيط ساخته شده توسط اصلاحات اقتصادي اخير ح‌ک‌چ و تلاش‌هاي آن براي اتصال به جهان نرفته است؛ تنها يك ديكتاتور خودكامه مثل جيانگ‌ زمين مي‌توانست وقوع اين امر را امکان‌پذير ساخته باشد.

تباني و رزونانس بين جيانگ‌ زمين و روح شيطاني حزب كمونيست است كه به ظلم و كشتار در چنين سطح وسيعي منجر گرديده است. درست شبيه بازآوايي بين صدا و لرزش خفيف تجهيزات يك كوهنورد با توده‌ي عظيم انباشت برف در كوهستان كه مي‌تواند نهايتاً به بهمن منجر شده و بسيار مخرب باشد.

الف- پيشينه‌ها‌ي مشابه مي‌تواند حس بحران‌طلبي مشابهي در بر داشته باشد

جيانگ‌ زمين در سال پر آشوب ۱۹۲۶ متولد شد. درست مثل ح‌ک‌چ كه سعي در مخفي كردن گذشته جنايتكار خود دارد، جيانگ‌ زمين نيز گذشته‌ي خود به عنوان يك خائن به كشور را پنهان ساخته است.

در همان سالي كه جيانگ‌ زمين ۱۷ ساله شد، جنگ ضد فاشيسم در همه جاي جهان ادامه داشت. زماني كه جوانان وطن‌پرست براي دفاع از كشورشان در مقابل ژاپن به جبهه مي‌رفتند، جيانگ‌ زمين در سال ۱۹۴۲ ادامه تحصيل در دانشگاه مركزي را كه توسط رژيم دست نشانده‌ي وانگ جينگ‌وي (Wang Jingwei) در نان‌جينگ (Nanjing) تحت كنترل ژاپن تأسيس شده بود انتخاب كرد. بررسي‌هاي انجام شده بر اساس منابع مختلف نشان مي‌دهد كه دليل واقعي اين بود که پدر جيانگ‌ زمين كه جيانگ شي‌جون (Jiang Shijun) نام داشت زماني يكي از افسران عالي‌رتبه اداره‌ي تبليغات ضد چين متعلق به ارتش ژاپن در زمان اشغال و غارت استان جيانگ‌سو (Jiangsu) توسط ژاپن بوده است. جيانگ شي‌جون به راستي يك خائن به كشور چين بود.

از لحاظ خيانت و وطن‌ستيزي، جيانگ‌ زمين و ح‌ک‌چ شبيه همديگر هستند؛ آنها به قدري نسبت به مردم چين بي‌احسـاس و بي‌رحم هستند كه جرأت مي‌‌کنند بدون تحقيق در موردشان آنها را بي‌گناه و بي‌تقصير بكشند.

جيانگ‌ زمين به خاطر نفوذ به ح‌ک‌چ و ارتقاء مقام و ثـروت خود پس از آنكه ح‌ک‌چ در جنگ‌هاي داخلي پيروز شد، به دروغ ادعا كرد كه او توسط عمويش بنام جيانگ شانگ‌چينگ (Jiang Shangqing) كه در دوران نوجواني به ح‌ک‌چ پيوسته و بعدها توسط راهزنان به ضرب گلوله كشته شده بود بزرگ شد. بواسطه‌ي تاريخچه‌ي خانوادگي دروغيني كه براي خود جعل كرد توانست تنها در مدت چند سال از مقام يك افسر دون‌پايه به جانشيني وزير صنعت الكترونيك برسد. ارتقاء جيانگ به علت توانايي‌هاي او نبود بلكه بدليل رابطه‌ها و ارتباطات خاص او با مقامات بود.

جيانگ زِمين از طريق رشوه‌‌‌‌‏، کشتار، کتمان حقايق و خيانت‌‌‌‌‏کاري در چين به بالاترين جايگاه در حزب کمونيست چين دست يافت.

او در زمان صدارتش بعنوان دبير ح‌ک‌چ در شهر شانگهاي از هيچ تلاشي براي نزديك كردن خود به رهبران ارشد ح‌ک‌چ مثل لي شيان‌نيان (Li Xiannian) و چن يون (Chen Yun) [۴] كه هر ساله به مناسبت جشنواره‌ي بهار به اين شهر مي‌آمدند فروگذار نكرد. او حتي به عنوان دبير حزب شهر شانگهاي يكبار ساعت‌ها در برف به انتظار لي شيان‌نيان ايستاد تا خود شخصأ كيك تولد او را به او هديه كند.

كشتار و قتل‌عام ميدان تيان‌آن‌من در سال ۱۹۸۹ نقطه‌ي عطف ديگري در زندگي جيانگ‌ زمين بود. او با سركوبي و انحلال روزنامه‌ي آزادي‌خواه پيك اقتصاد جهان (World Economic Herald) و دستگيري رهبر كنگره‌ي مردمي، وان لي (Wan Li) در خانه‌اش و حمايت از كشتار ميدان تيان‌آن‌من به مقام دبير كلي ح‌ک‌چ رسيد. حتي قبل از كشتار ميدان تيان‌آن‌من، جيانگ‌ زمين طي نامه‌هاي سري كه به دنگ‌ شيائوپينگ نوشته بود خواستار ”اقدام قاطع“ عليه دانشجويان شده بود و خاطر نشان كرده بود كه در غير اين‌صورت ”هم كشور و هم حزب به خطر خواهد افتاد.“ در ۱۵ سال گذشته، جيانگ تحت نام ”ثبات بعنوان اولويت نخست“ سركوبي و كشتار وسيعي را در مورد گروه‌هاي مسـتقل اتخاذ كرده است.

از سال ۱۹۹۱ كه چين و شوروي متحداً بـررسـي مرزهاي مشترك خود را آغاز كرده‌اند، جيانگ‌ زمين همواره چپاول و تجاوز به مرزهاي چين توسط روسيه‌ي تزاري و بعدها اتحاد جماهير شوروي را پذيرفته و تمام پيمان‌هاي ناعادلانه‌ي منعقد شده بين اين دو كشور از زمان پيمان آيگون (Aigun) را به رسميت شناخته است. بيش از يك ميليون كيلومتر مربع از اراضي چين براي هميشه بدست او پيش‌كش شده ‌است.

جيانگ‌ زمين با پيشينه‌ي دروغين ساختگي كه در آن خود را فرزند يتيم يك شهيد ح‌ک‌چ معرفي كرده و پنهان كردن شخصيت واقعي خود به عنوان پسر يك خائن به كشور، انطباق بسيار زيادي با سياست حقه و كلك ح‌ک‌چ دارد. او با پشتيباني‌اش از قتل عام ”چهارم ژوئن“ و سركوب جنبش‌هاي دمكراتيك و اعتقادات مذهبي، شخصاً از رسم كشتار ح‌ک‌چ اقتباس کرده است. درست همانطور كه ح‌ک‌چ تحت فرمان اتحاد جماهير شوروي به عنوان شاخه‌ي خاور دور كمونيسم بين‌المللي عمل مي‌كرده، جيانگ‌ زمين نيز اراضي چين را به آنها ‌مي‌بخشد و به هويت وطن فروشي ح‌ک‌چ جامه‌ي عمل مي‌پوشاند.

جيانگ‌ زمين و ح‌ک‌چ از تاريخچه و خواستگاه مشترك شرم‌آوري برخوردارند. به همين دليل هر دو شديداً نسبت به قدرت خود احساس ناامني مي‌كنند.

ب- جيانگ‌ زمين و ح‌ک‌چ هر دو به يك‌اندازه از ”راستي، شفقت، بردباري“ در هراسند

تاريخچه‌ي جنبش كمونيسم بين‌الملل با خون صدها ميليون انسان نوشته شد. تقريباً تمامي كشورهاي كمونيست دوره‌اي مشابه دوران سركوبي ضد انقلابيون توسط استالين در اتحاد جماهير شوروي سابق را گذرانده‌اند. ميليون‌ها و يا بلكه ده‌ها ميليون نفر انسان بي‌گناه در اين دوران كشته شده‌اند.

در دهه‌ي ۱۹۹۰، شوروي سابق فرو پاشيد و كشورهاي اروپاي شرقي دستخوش تحولات بسياري شدند. بلوك كمونيست يك شبه نيمي از قلمروي خود را از دست داد. از اين اتفاقات ح‌ک‌چ درس گرفت و متوجه شد كه توقف سركوبي و اختناق و آزاد گذاشتن جناح راست براي آزادي بيان مي‌تواند به نابودي آن منتهي شود. اگر مردم اجازه مي‌داشتند که نظرات خود را آزادانه بيان كنند، چگونه ح‌ک‌چ مي‌توانست جنايات و ستم‌هاي خود را مخفي کند؟ چگونه مي‌توانست ايدئولوژي فريب‌آميزش را توجيه کند؟ اگر اختناق خاتمه داده مي‌شد و مردم از تهديدات و ترس‌ها آزاد مي‌شدند آيا آن‌ها جرأت پيدا نمي‌کردند که اعتقاد و سبک زندگي‌اي بجز كمونيست انتخاب کنند؟ در اين صورت حزب كمونيست چگونه مي‌توانست پايگاه اجتماعي لازم براي ادامه‌ي حيات خود را حفظ كند؟

ح‌ک‌چ بدون توجه به هرگونه تغيير سطحي انجام شده، در عمق تحول نيافته است. پس از كشتار ”چهارم ژوئن“ جيانگ‌ زمين فرياد برآورد كه ”تمام عوامل بي‌ثباتي را در نطفه خفه كنيد.“ او با ذهني مملو از ترس به اين نتيجه رسيد كه هرگز از دروغگويي به مردم دست بر ندارد و سركوب مردم را تا زماني كه كاملاً آنها را بي‌دفاع كند ادامه دهد.

در همين زمان بود كه فالون‌ گونگ در چين معرفي شد. در ابتدا بسياري آن را نوعي ورزش چي‌گونگ (Qigong) [۵] با خاصيت خارق‌العاده‌اي در حفظ سلامت و تندرستي مي‌دانستند. بعدها كم كم به اين نتيجه رسيدند كه فالون ‌گونگ تنها پنج حركت ساده‌ي ورزشي نيست. در عوض جوهر فالون ‌گونگ آموزش مردم برپايه‌ي سه اصل ”راستي، شفقت و بردباري“ براي بهتر شدن بود.

فالون ‌گونگ ”راستي، شفقت و بردباري“ را مي‌آموزد، حزب كمونيست ”دروغگويي، تنفر و مبارزه“ را اشاعه مي‌دهد

 فالون ‌گونگ مروج ”راستي“ است كه عبارت است از گفتن حقيقت و عمل صالح. ح‌ک‌چ براي شستشوي مغزي مردم به دروغ متوسل مي‌شود. اگر هر کسي چيزي جز حقيقت نمي‌گفت، عامه‌ي مردم درمي‌يافتند كه ح‌ک‌چ با چاپلوسي اتحاد جماهير شوروي، جنايت، آدم ربايي، سوء استفاده، كشت ترياك، وسيله قرار دادن آرمان مبارزه و ايستادگي در برابر غارت ژاپن و غيره رشد يافت. ح‌ک‌چ يك بار به صراحت گفت كه : ”هيچ موفقيت چشمگيري بدون دروغگويي كسب نخواهد شد.“ پس از آنكه ح‌ک‌چ قدرت را بدست گرفت شروع به راه‌اندازي جنبش‌هاي سياسي كرد كه متحمل بدهكاري بي‌حد و حساب شد. بنابراين تشويق مردم به درستكاري و صداقت سرنوشت ناگواري براي ح‌ك‌چ به بار مي‌آورد.

فالون ‌گونگ مروج ”شفقت“ است كه به معني مقدم شمردن ديگران و مهرباني با آنها در تمامي شرايط است. ح‌ک‌چ همواره اشاعه دهنده‌ي ”مبارزات خونين و سرکوب بي‌رحمانه“ بوده است. سمبل قهرماني ح‌ک‌چ لي فنگ (Lei Feng) در جايي گفت : ”ما بايد با دشمنان‌مان بي‌رحمانه رفتار كنيم و در مقابل آنها به سردي زمستان باشيم.“ در حقيقت ح‌ک‌چ نه تنها با دشمنانش چنين رفتار مي‌كرد بلكه با اعضاي خود نيز رفتاري بهتر از اين نداشت. مؤسسان حزب كمونيست، فرماندهان ارشد و مارشال‌ها و حتي وزير كشور بي‌رحمانه باز جويي شده، ظالمانه مورد ضرب و شتم قرار گرفته و با قساوت توسط اعضاي حزب خودشان شكنجه شده‌اند. كشتار افرادي كه به آنها ”دشمنان طبقاتي“ اطلاق مي‌شد آنقدر بي‌رحمانه بود كه هر كسي با شنيدن آن موي بر تنش راست مي‌شود. اگر شفقت و مهرباني در جامعه حاكم بود، جنبش‌هاي بسيار زيادي كه توسط حزب كمونيست آغاز شدند هرگز شكل نمي‌گرفتند.

پس از سال 1989، هر كسي كه از حزب پيروي مي‌كرد اجازه داشت تا براي نفع شخصي‌اش به هر گونه فساد و اختلاس دست بزند، چيزي كه براي افراد غيرعضو غيرممكن مي‌نمود.

مطابق بيانيه‌ي حزب كمونيست ”تاريخچه‌ي تمامي‌ جوامع موجود تاكنون تاريخچه‌ي مبارزات طبقاتي بوده است.“ اين نشان دهنده‌ي فهم حزب كمونيست از تاريخ و جهان است.

فالون ‌گونگ معتقد است كه در صورت رويارويي با درگيري، درون خود را جستجو كرده تا نقطه ضعف خود را بيابيد. اين ديدگاه درون‌نگر و خويشتنداري كاملاً متضاد فلسفه‌ي مبارزه و حمله‌ي ح‌ک‌چ است.

مبارزه همواره اصلي‌ترين ابزار حزب كمونيست براي بدست آوردن قدرت و ادامه‌ي حيات بوده است. حزب كمونيست به فواصل زماني مختلف جنبش‌هاي سياسي را براي سركوبي گروه خاصي از مردم آغاز كرده تا انرژي از دست رفته خود را بازيافته و ”روحيه‌ي متخاصم انقلابي خود را روحي تازه ببخشد.“ اين روند بر اساس خشونت و دروغ تكرار شده تا ترس را در مردم تقويت كرده و به قدرت حزب حيات بخشد.

از لحاظ ايدئولوژيكي، فلسفه‌اي كه حزب كمونيست براي ادامه‌ي حيات خود به آن تكيه مي‌كند كاملاً در تضاد با آنچه فالون ‌گونگ مي‌آموزد است.

افرادي با اعتقادات درست و صالح از چيزي ترسي ندارند، حال آنكه ح‌ک‌چ بر ترس مردم تکيه مي‌کند تا قدرت سياسي‌اش را حفظ کند

كساني كه حقيقت را مي‌فهمند از چيزي ترسي ندارند. مسيحيت به مدت ۳۰۰ سال آزار و اذيت شد. تعداد بسيار زيادي از مسيحيان سرشان از بدن جدا و يا در آتش سوزانده و يا در دريا غرق شدند. حتي بسياري از آنها جلوي شيران گرسنه انداخته شدند ولي مسيحيان دست از اعتقاد خود برنداشتند. زماني كه بوديسم در تاريخ، رنج و محنت دارما (Dharma) را تجربه كرد بوديست‌ها نيز با وفـاداري كامل همين‌گونه رفتار كردند.

تبليغات الحادي و شرك‌آميز با اين هدف انجام مي‌گيرد كه مردم را متقاعد كند كه بهشت و جهنم و روز جزايي وجود ندارد تا مردم ديگر خود را به پيروي از وجدان‌شان محدود نكنند. در عوض هَم و غَم خود را بر ما‌ل‌اندوزي و رفاه‌طلبي گذاشته و آنها را واقعيات جهان هستي بشمارند. از نقاط ضعف انسان‌ها مي‌توان بهره برد و از تهديد و وسوسه مي‌توان براي كنترل كامل مردم سود برد. با اين وجود كساني كه اعتقاد راسخ دارند مي‌توانند حقيقت زندگي و مرگ را ببينند. توهمات اين جهان دنيوي بر آنان تأثيري ندارد. آن‌ها وسوسه‌هاي اين دنياي خاکي و تهديد به مرگ را سبک مي‌گيرند، از اين رو ح‌ک‌چ را در هر تلاشي براي کنترل آنان ناتوان مي‌سازند.

[divide]

[۱] اطلاعات بيشتر در اين مورد را در اين سايت اينترنتي ملاحظه كنيد :

http ://www.clearwisdom.net/emh/articles/2004/7/23/50560p.html

[۲] اطلاعات بيشتر در اين مورد را در اين سايت اينترنتي ملاحظه كنيد :

http ://www.clearwisdom.net/emh/articles/2004/9/25/52796.html

[۳] اطلاعات مربوطه در سايت زير موجود است : (به زبان چيني)

http ://search.minghui.org/mh/ articles/2004/7/979007.html

[۴] لي شيان‌نيان (۱۹۹۲-۱۹۰۲) (Li Xiannian)، رئيس جمهور اسبق چين بين سالهاي ۱۹۸۸- ۱۹۸۳ و رئيس كنفرانس مشاوره‌اي سياسي- مردمي ‌چين از سال ۱۹۸۸ تا ۱۹۹۲ بود. وي پدر زن جيانگ‌ زمين بود. چن‌ يون (۱۹۹۵-۱۹۰۵) (Chen Yun) يکي از پرنفوذترين رهبران چين کمونيست بود. چن يکي از اعضاي کميته‌ي اجرايي کمونيست شوروي سابق و رئيس کميته‌ي مشورتي مرکزي از سال ۱۹۸۷ تا سال ۱۹۹۲ بود.

[۵] چي‌گونگ (Qigong) نام عمومي ورزش‌هاي چيني كنترل انرژي است. مدارس بسياري از ورزش چي‌گونگ وجود دارند كه اغلب آنها ريشه در اعتقادات معنوي و سنتي دارند. فالون ‌گونگ نوعي چي‌گونگ است.

Comment

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*