چین, نه شرح و تفسیر درباره حزب کمونیست

فصل 1- حزب كمونيست چيست؟

کتاب نه شرح و تفسیر درباره حزب کمونیست چین برای اولین بار در نوامبر سال ۲۰۰۴ منتشر شد  که به دنبال آن نسخه انگلیسی کتاب به‌‏سرعت ترجمه گردید. سری مقالات چاپ‌شده در این کتاب باعث شد که بیش از ۱۱۵ میلیون نفر از مردم چین از حزب کمونیست چین و سازمان‌های وابسته به آن خارج شوند، و برای  تغییر و تحولات در چین، جنبش صلح‌آمیز بی‌سابقه‌ای را پدید آورد. ما دراینجا دست به چاپ  نسخه‌‏ای جدید با ویرایشی مجدد زدیم، که به نسخه‌های صوتی و تصویری آن الحاق شده‌‏است. این نسخه‌های صوتی و تصویری توسط رسانه‌های همکار ما در شبکه تلویزیونی اِن تی دی و شبکه رادیویی صدای امید تولید شد. برای دسترسی به سایر نسخه‌‏های نه شرح و تفسیر لطفا به فهرست مطالب مراجعه نمایید- به صورت رایگان.

مقدمه

درطول بيش از ۵ هزار سال، مردم چين در سرزميني پرورش يافته توسط ”رودخانه‌ي زرد“ و ”رودخانه‌ي يانگ‌تسه“، تمدني شكوهمند خلق كردند. در طول اين سال‌هاي طولاني, سلسله‌ها آمدند و رفتند و فرهنگ چين روبه فزوني و کاهش گذاشت. داستان‌هاي بي‌نظير و متأثر کننده‌اي در صحنه‌ي چين به‌نمايش درآمده است.

مارکسیسم در سال ۱۹۱۹ توسط لی دا‌جوآ (که یکی از بنیان‌گذاران حزب کمونیست چین است) در چین اشاعه یافت. وی از ماه سپتامبر تا نوامبر سال ۱۹۱۹ دست به انتشار یک سری مقالات با عنوان “دورنمای من از مارکسیسم” زد که در مجله جوان امروز چاپ شدند.

سال ۱۸۴۰، كه عموماً توسط تاريخ‌نويسان به‌عنوان آغاز دوران معاصر چين در نظر گرفته شده است، شروع سفر چين را از سنت به‌سوي نوين‌سازي مشخص کرد. تمدن چين ۴ رويداد بزرگ چالش و عکس‌العمل را سپري كرد. سه‌تاي اول آنها شامل يورش به پكن توسط نيروي متحد انگليسي- فرانسوي در اوايل دهه‌ی ۱۸۶۰، جنگ چين و ژاپن در سال ۱۸۹۴ ( معروف به ”جنگ جي‌آوو“) و جنگ روسيه و ژاپن در شمال‌شرق چين در سال ۱۹۰۶ بود. در برابر اين سه رويداد، چين با ”جنبش غربي‌کردن“ عکس‌العمل نشان داد که اين مسئله توسط واردات کالاها و مهمات، اصلاحات سازماني از طريق ”اصلاح در صد روز“ در سال ۱۸۹۸ [۱] و تلاش در زمان پايان سلسله‌ي اخير چينگ براي تأسيس حكومتي قانوني و بعداً ”انقلاب شين‌هاي“ (يا ”انقلاب هسين‌هاي“) در سال ۱۹۱۱ [۲]، مشخص شد.

در پايان جنگ جهاني اول, چين علي‌رغم اين‌كه فاتح ميدان بيرون آمد ولي در ميان ليست قوي‌ترين و قدرتمند‌ترين نيروهاي در آن زمان قرار نگرفت. بسياري از چيني‌ها معتقد بودند كه سه عکس‌العمل اول چين با شكست روبرو شده بودند.

از سال ۱۹۴۹، تعداد كشته‌شدگان توسط خشونت‌هاي حزب کمونیست چین بيش‌تر از تعداد كل كشته‌شدگان درطول جنگ‌هاي بين سال‌هاي ۱۹۲۱ تا ۱۹۴۹ بوده است.

”جنبش چهارم مي“ [۳] به چهارمين تلاش براي پاسخ به چالش‌هاي قبلي ختم شده و به غربي‌کردن تمام عيار فرهنگ چين از طريق جنبش كمونيستي و انقلاب افراطي آن منتهي شد.

اين مقاله مربوط است به حاصل آخرين رويداد عکس‌العمل در چين، يعني تأثير جنبش كمونيست و حزب كمونيست بر تمدن چين. تجزيه و تحليل‌هايي ارائه خواهد شد تا روشن کند چه نتايجي به‌بار آورده است، خواه آن توسط خود چيني‌ها انتخاب شده باشد يا از خارج به چين تحميل شده باشد، پس از اين‌که چين ۱۶۰ سال از تاريخ خود را پشت سر گذاشته است، نزديک به يک‌صد ميليون نفر به مرگ‌هاي غير طبيعي مرده‌اند و تقريباً تمامي فرهنگ و تمدن سنتي چين نابود شده است.

الف- اتکا به خشونت و ترور براي بدست گرفتن و نگه داشتن قدرت

”كمونيست‌ها کسر شأن خود مي‌دانند که نگرش‌ها و مقاصد خود را مخفي کنند. آن‌ها آشكارا اعلان مي‌کنند که اهداف آن‌ها فقط توسط به‌زور براندازي تمامي شرايط اجتماعي موجود كسب مي‌شود“. [۴] اين نقل قول برگرفته از پاراگراف پاياني بيانيه‌ي كمونيست، سند اصلي حزب كمونيست مي‌باشد. خشونت، اولين و اصلي‌ترين ابزاري است كه حزب كمونيست به‌وسيله‌ي آن قدرت را به‌دست آورد. اين خصوصيت و ويژگي شخصيتي، به تمام اشكال بعدي حزب از همان زمان تولدشان منتقل شده است.

در حقيقت اولين حزب كمونيست دنيا سال‌ها پس از مرگ كارل ماركس تأسيس شد. يك سال پس از ”انقلاب اكتبر“ در سال ۱۹۱۷, ”حزب كمونيست تماماً روسي (بلشويك)“ (بعدها به‌عنوان ”حزب كمونيست اتحاد جماهير شوروي“ معروف شد) به‌وجود آمد. اين حزب از استفاده از خشونت عليه ”دشمنان طبقاتي“ ناشي شد و از طريق خشونت عليه اعضاء حزب و شهروندان عادي ابقا يافت. در طول پاك‌سازي حكومت استالين در دهه‌ي ۱۹۳۰، حزب كمونيست اتحاد جماهير شوروي به كشتار بيش از ۲۰ ميليون به‌اصطلاح جاسوس و خائن و آن‌هايي که تصور مي‌شد نظرات متفاوتي داشته باشند دست زد.

کمیته امنیت دولت روسیه، موسوم به کا گِ بِ در سال ۱۹۵۴ تأسیس شد. نماد آن شمشیری است که به مفهوم جنگ و جدال است؛ و حفاظ این شمشیر بیانگر تداوم شورش است.

حزب كمونيست چين (ح‌ک‌چ) در ابتدا به‌عنوان شاخه‌‌اي از حزب كمونيست شوروي در ”سومين [سازمان] انترناسيونال كمونيستي“ شروع کرد. ازاين‌رو طبيعتاً حس كشتار را به ارث برد. در طول اولين جنگ‌ داخلي بين کمونيست و کومين‌تانگ چين بين سال‌هاي ۱۹۲۷ و ۱۹۳۶، جمعيت استان جيانگ‌شي از ۲۰ ميليون نفر به ۱۰ ميليون نفر كاهش يافت. خسارت به‌بار آمده توسط استفاده‌ي ح‌ك‌چ‌ از خشونت مي‌تواند توسط اين جريانات به تنهايي ديده شود.

ممکن است استفاده از خشونت هنگام به‌دست آوردن قدرت سياسي اجتناب‌ناپذير باشد، اما هرگز رژيمي همانند ح‌‌ك‌چ‌ كه اين‌قدر مشتاق كشتن باشد نبوده است, به‌ويژه در طي دوران صلح که شرايط غير از اين است. از سال ۱۹۴۹، تعداد كشته‌شدگان توسط خشونت‌هاي ح‌ک‌چ بيش‌تر از تعداد كل كشته‌شدگان درطول جنگ‌هاي بين سال‌هاي ۱۹۲۱ تا ۱۹۴۹ بوده است.

يكي از تئوري‌هايي كه كمونيست‌ها به‌كار مي‌برند, داروينيسم اجتماعي است. حزب كمونيست فرضيه‌ي ”رقابت بين گونه‌ها“ي داروين را در ارتباط با روابط انساني و تاريخ بشر, به‌كار مي‌گيرد

نمونه‌ي بسيار خوبي از استفاده‌ي حزب کمونيست از خشونت، حمايت آن از ”خمر‌هاي سرخ کامبوج“ است. در دوران خمر‌هاي سرخ، يک‌چهارم جمعيت کامبوج شامل اکثريت مهاجران و نژادهاي چيني, كشته شدند. چين هنوز هم سد راه جامعه‌ي بين‌المللي در به محاكمه كشيدن خمر‌هاي سرخ مي‌شود تا بدين ترتيب نقش جنايت‌كارانه‌ی ح‌ک‌چ را در قتل عام مخفي نگه‌دارد.

ح‌ک‌چ ارتباط‌هاي نزديکي با وحشيانه‌ترين نيروهاي مسلح انقلابي دنيا و رژيم‌هاي مستبد دارد. علاوه ‌بر خمر‌هاي سرخ، اين مسئله شامل احزاب كمونيستي در اندونزي، فيليپين، مالزي، ويتنام، ميانمار، لائوس و نپال نيز مي‌شود- که همه‌ي آنها تحت حمايت ح‌ک‌چ تأسيس شدند. بسياري از رهبران اين احزاب كمونيستي، چيني هستند؛ برخي از آن‌ها تا امروز هنوز در چين پنهان مي‌شوند.

ساير احزاب كمونيستي برپايه‌ي مائوئستي عبارتند از ”راه درخشان آمريكاي جنوبي“ و ”ارتش سرخ“ ژاپن، كه فجايع آن‌ها توسط جامعه‌ي جهاني محكوم شده است.

يكي از تئوري‌هايي كه كمونيست‌ها به‌كار مي‌برند, داروينيسم اجتماعي است. حزب كمونيست فرضيه‌ي ”رقابت بين گونه‌ها“ي داروين را در ارتباط با روابط انساني و تاريخ بشر, به‌كار مي‌گيرد, اعتقاد دارد كه جدال طبقاتي تنها نيروي جلوبرنده‌ براي توسعه‌ي اجتماعي است. بنابراين، جدال، نخستين ”اعتقاد“ حزب كمونيست ‌شد, ابزاري براي كسب و نگه‌داشتن كنترل سياسي. بيانات مشهور مائو به‌سادگي اين منطق بقاي اصلح را آشكار مي‌كند : ”با وجود ۸۰۰ ميليون نفر، چگونه بدون جدال امكان‌پذير است؟“

نقل قول معروفی از مائو : “چگونه می‌توان ۸۰۰ میلیون جمعیت را بدون جنگ و ستیز اداره کرد؟”

يکي ديگر از بيانات مائو كه مشابهاً مشهور است اين است كه انقلاب فرهنگي بايد ”هر هفت يا هشت سال“ اجرا شود. [۵] به‌كارگيري مكرر قدرت ابزار مهمي براي ح‌ک‌چ براي نگه داشتن حکومتش در چين مي‌باشد. هدف استفاده از زور ايجاد رعب و وحشت است. هر جدال و جنبشي به‌عنوان تمرين رعب و وحشت خدمت کرد به‌طوري که مردم چين قلب‌شان به لرزه افتاد, به رعب و وحشت گردن نهادند و به‌تدريج تحت كنترل ح‌ک‌چ به بردگي گرفته شدند.

امروز, تروريسم دشمن اصلي جهان آزاد و متمدن شده است. تمرين تروريسم خشونت‌آميز ح‌ک‌چ, به بركت تجهيزات حكومت, در گستره‌اي وسيع بوده, دوامش طولاني‌تر و نتايجش نابودكننده‌تر بوده است. امروز در قرن بيست و يكم, ما نبايد اين ويژگي به ارث برده‌شده‌ي حزب كمونيست را فراموش كنيم, زيرا آن قطعاً در سرنوشت ح‌ک‌چ، زماني در آينده نقشي بسيار حساس را ايفا خواهد کرد.

ب- استفاده از دروغ براي توجيه خشونت

سطح تمدن مي‌تواند توسط درجه‌ي خشونتي که در يك رژيم استفاده مي‌شود مورد سنجش قرار گيرد. با توسل به استفاده از خشونت, رژيم‌هاي كمونيستي آشكارا مرحله‌ي قهقرايي بزرگي در تمدن بشريت به نمايش گذاشتند. متأسفانه, حزب كمونيست توسط كساني كه معتقد بودند خشونت ابزاري اساسي و اجتناب‌ناپذير براي توسعه‌ي جامعه مي‌باشد, به عنوان پيشرفت‌گرايي در نظر گرفته شده است.

اين پذيرش خشونت مي‌بايستي به عنوان به‌كارگيري بي‌مانند و ماهرانه‌ي نيرنگ و دروغ توسط حزب كمونيست نگريسته شود كه ويژگي موروثي ديگري از ح‌ک‌چ مي‌باشد.

”از دوران جواني, ما درباره‌ي ايالات متحده به عنوان كشوري محبوب فكر مي‌كرديم. معتقديم كه اين مسئله به خاطر اين حقيقت است كه ايالات متحده هرگز نه چين را اشغال كرده, نه دست به هيچ حمله‌اي به چين زده است. به‌طور بنيادي‌تر اين‌كه, مردم چين به‌خاطر ويژگي دمکراتيک و روشن‌فكر بودن مردم ايالات متحده برداشت خوبي از آن دارند.“

اين گزيده از سرمقاله‌اي چاپ شده در روزنامه‌ي رسمي ح‌ک‌چ، شين‌هوا ديلي در ۴ جولاي ۱۹۴۷ مي‌باشد. تنها سه سال بعد, ح‌ک‌چ سربازانش را براي جدال با سربازان امريكايي به شمال كره فرستاد و امريكايي‌ها را به عنوان شيطاني‌ترين امپرياليسهاي جهان به تصوير كشيد. هر فرد چيني کشور چين از خواندن اين سرمقاله که بيش از ۵۰ سال پيش نوشته شده متحير مي‌شود. ح‌ک‌چ تمامي انتشاراتي را که عباراتي نظير چند سطر اخير را نقل قول کنند ممنوع اعلام کرده و نسخه‌هاي بازنويسي شده را منتشر کرده است.

————————————————————————————————————————————————————-

[۱] اصلاح در صد روز، اصلاحي ۱۰۳ روزه از ۱۱جولاي تا ۲۱ سپتامبر ۱۸۹۸ بود. گوآنگ‌شو (Guangxu) امپراتور سلسله‌ي چينگ (۱۹۰۸- ۱۸۷۵)، دستور يک سري اصلاحات را به‌هدف ايجاد تغييرات گسترده‌ي اجتماعي و سازماني صادر کرد. مخالفت با اصلاحات در بين نخبگان محافظه‌کار حکومتي شديدتر بود. سي‌شي (Cixi) همسر بيوه‌ي امپراتور با حمايت محافظه‌کاران افراطي و حمايت ضمني فرصت‌طلب سياسي يوآن شي‌کاي (Yuan Shikai) در ۲۱ سپتامبر سال ۱۸۹۸ يک کودتا را ترتيب داد و گوانگ‌شوي جوان اصلاح‌انديش را وادار به گوشه‌گيري کرد. سي‌شي به‌عنوان نايب‌السلطنه حکومت را در دست گرفت. اصلاح صدروزه با فسخ احکام صادره‌ي جديد و اعدام شش نفر از سردسته‌هاي هواداران اصلاحات به پايان رسيد.

[۲] انقلاب شين‌هاي (يا انقلاب هسين‌هاي) برگرفته از نام سال چيني شين‌هاي (۱۹۱۱)، براندازي (۱۰ اکتبر ۱۹۱۱ تا ۱۲ فوريه ۱۹۱۲) سلسله‌ي حاکم چينگ (Qing) و تأسيس جمهوري چين بود.

[۳] جنبش چهارم ماه مي اولين جنبش همگاني در تاريخ نوين چين بود که در ۴ مي‌ماه ۱۹۱۹ آغاز شد.

[۴] از http ://eserver.org/marx/1848-communist.manifesto/cm4.txt

[۵] نامه‌ي مائو زدانگ به همسرش جيانگ چينگ (Jiang Qing) (1966)

یک نظر

  1. جالبه…
    من فکر میکردم این کمونیسم شرش فقط دامن مردم پولدار را گرفته

Comment

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*