چین, فرهنگ

افسانه قلعه دُرنای زرد

تصویری از قلعه درنای زرد در سال ۱۸۷۰.

تصویری از قلعه درنای زرد در سال ۱۸۷۰.

قلعه درنای زرد در اشعار کهن چینی با اعجاز همراه بوده و داستان‌‌‏های زیادی درباره چگونگی نام‌‌‏گذاری آن گفته شده است.

با‌‌‏این‌‌‏که داستان‌‌‏های مختلفی در فرهنگ عامه چین گفته شده اما همگی آن‌‌‏ها یک مضمون مشترک دارند : مردمان خوب مورد توجه خدایان بودند و معجزاتی برای آن‌‌‏ها روی می‌‌‏دهد. افسانه قلعه درنای زرد نیز یکی‌‌‏از همین داستان‌‌‏های عرفانی است.

در کتاب « ثبت عقوبت‌‌‏ها » و « زندگی‌‌‏نامه فناناپذیرها » از جاودانه‌‌‏ای به‌‌‏نام « شیان » نام برده شده است. روزی شیان خود را به شکل مردی فقیر درمی‌‌‏آورد و به مغازه شرا‌‌‏ب‌‌‏فروشی « شین » می‌‌‏رود. شین، او را به‌‌‏خاطر ظاهرش قضاوت نمی‌‌‏کند و به او نوشیدنی رایگان می‌‌‏دهد. این موضوع چند روز اتفاق می‌‌‏افتد و برای چندین سال ادامه می‌‌‏یابد.

روزی، هنگام خروج فناناپذیر، او با پوست پرتقال بر‌‌‏روی دیوار یک دُرنا می‌‌‏کشد و می‌‌‏گوید : « به‌‌‏محض کف زدن، درنا پایین می‌‌‏آید و می‌‌‏رقصد. »

در‌‌‏حقیقت، گفته فناناپذیر واقعیت داشت. درنا با یک موسیقی آسمانی شروع به رقصیدن و توجه مشتریان زیادی را به شراب‌‌‏فروشی جلب کرد. در‌‌‏مدت ده سال، شین تبدیل به مردی ثروتمند شد.

روزی، شیان به شراب‌‌‏فروشی بازگشت. شین از او به‌‌‏خاطر درنا تشکر کرد. شیان فلوتی بیرون آورد و شروع به نواختن کرد. با نواختن فلوت، ابر سفیدی پایین آمد و درنا روی دیوار به‌‌‏سمت شیان به‌‌‏پرواز درآمد. فناناپذیر بر‌‌‏روی درنا سوار شد و آن‌‌‏جا را ترک کرد.

پس‌‌‏از آن، شین در‌‌‏محل ترک فناناپذیر، قلعه درنای زرد را ساخت.

Parvaneh Laser2

در تاریخ چین باستان، بسیاری، فناناپذیر بودند. اما امروزه به‌‌‏دلیل آن‌‌‏که مردم با روش‌‌‏های علمی مدرن، از‌‌‏خودراضی و مغرور شده‌‌‏اند، قادر نیستند رمز و راز زندگی را به‌‌‏طور کامل کشف کنند.

روش‌‌‏های علمی، خود نیز کامل و بی‌‌‏عیب نیستند. علم تنها مردم را محدود به چیزهایی می‌‌‏کند که با چشم قابل دیدن است و بسیاری، جرأت کشف فراتر از آن را ندارند.

در کتاب « سخنان برگزیده » آمده است، « هدف ادبیات باید انتقال دائو باشد. » همچنین سطوح مختلف دائو مطابق‌‌‏با سطوح مختلف ارتقاء روح است. اصول انتزاعی دائو بر بی‌‌‌‌‏قصدی و درک جوهر همه چیز تأکید دارد. با درک این موضوع، آیا پدرها و مادرها هنوز هم هدف درس‌‌‏خواندن فرزندانشان را کسب شغل بهتر می‌‌‏دانند؟ یادگیری ادبیات باعث پالایش ذهن می‏شود و هدف آن باید ارتقاء روح فرد باشد.