اپک بازار, کانادا, کسب و کار

شیوه‌‌‌‌‏های تفکر کارآفرینان : برنامه‌‌‌‌‏ریزان در مقابل ایده‌‏پردازان

شیوه‌‌‌‌‌‏های تفکر کارآفرینان: برنامه‌‌‌‌‌‏ریزان در مقابل ایده‌‌‏پردازان

در کسب و کار معمولا دو نوع طرز فکر وجود دارد :

کارآفرینان « برنامه‌‌‌‌‌‏ریز » که جزئیات کار را مدیریت می‌‌‌‌‌‏کنند و کارآفرینان « ایده‌‌‏پرداز »؛ یکی فعال و دیگری واکنش‌‌‌‌‌‏گرا و انفعالی.

دو روی سکه

« برنامه‌‌‌‌‌‏ریزان » به سازماندهی و ترسیم طرح و نقشه تمایل دارند؛ در حالی که « ایده‌‌‏پردازان » دوست دارند با موج باد حرکت کنند و از فرصت‌‌‌‌‏هایی که پیش می‌‌‏آید، بهره بجویند.

« برنامه‌‌‌‌‌‏ریزان » اهدافی را تعیین می‌‌‌‌‌‏کنند و سپس تاکتیک‌‌‌‌‌‏هایی را برای رسیدن به این اهداف طراحی کرده و به اجرا می‌‌‌‌‌‏گذارند.

از سوی دیگر، « ایده‌‌‏پردازان »، دیدگاه مبهمی از جایی که می‌‌‌‌‌‏خواهند شرکت‌‌‌‌‏شان قرار داشته باشد، دارند و تنها با اشتیاقی شدید حرکت می‌‌‌‌‌‏کنند و در تبدیل رویای‌‌‌‌‌‏شان به واقعیت کم قدرت هستند.

طرز تفکر هیجانی

کارآفرین « ایده‌‌‏پرداز » معمولا از سوژه‌‌‌‌‌‏ای که شکار می‌‌‌‌‌‏کند هیجان‌‌‌‌‌‏زده می‌‌‌‌‌‏شود، اما نه لزوما از نتایج حاصله از کار.

بنابراین، کارآفرین « برنامه‌‌‌‌‌‏ریز » هرگز قادر به تغییر طرز فکر « ایده‌‌‏پرداز » نیست، چراکه روش تفکر کارآفرین « ایده‌‌‏پرداز » ذاتی و تغییر ناپذیر است. او خلاق، واکنش‌‌‌‌‌‏گرا، اغلب شلوغ و تقریبا مخالف برنامه‌‌‌‌‌‏ریزی است.

از سوی دیگر « برنامه‌‌‌‌‌‏ریزان » سازمان یافته‌‌‌‌‌‏تر بوده و با جزئیات کار و سنجش عملکرد راحت‌‌‌‌‌‏تر هستند.

استراتژیست‌‌‌‌‌‏های خوب

کارآفرینان « ایده‌‌‏پرداز » تمایل دارند که در مقابل طبقه‌‌‌‌‌‏بندی‌‌‌‌‌‏ها و نیز زمان‌‌‌‌‌‏بندی‌‌‌‌‌‏ها مقاومت کنند. با این حال، این طور نیست که لزوما از به‌‌‌‌‌‏کارگیری استراتژی نفرت داشته باشند، بلکه ممکن است خیلی ساده از فرعیات پیچیده برنامه‌‌‌‌‌‏ریزی خوششان نیاید.

می‌‌‌‌‌‏توان گفت که بسیاری از « ایده‌‌‏پردازان » در مواردی که چشم‌‌‌‌‌‏اندازی از نقطه‌‌‌‌‌‏ای که می‌‌‌‌‌‏خواهند باشند و مسیری حدسی و ذهنی از چگونگی رسیدن به آنجا دارند، استراتژیست‌‌‌‌‌‏های خوبی هستند.

رابطه همزیستی

در هرکسب و کاری هر دو نوع طرز تفکر باید به شکل رابطه‌‌‌‌‌‏ای همزیستی با همدیگر به کار بپردازند.

این که هر دو نوع طرز تفکر در آن واحد در یک شخص وجود داشته باشد، نادر است؛ بنابراین معمولا، کارآفرینان ایده‌‌‏پرداز و برنامه‌‌‌‌‌‏ریز با هم کار کنند و مهارت‌‌‌‌‌‏های خاص خود را به کار می‌‌‌‌‌‏بندند.

این کار گروهی باید بر اساس همکاری و تعامل باشد و موضوع برنده شدن و یا درست بودن یکی از دو طرف مطرح نیست.

در حالت ایده آل، این به این معنی است که هر کدام به مهارت‌‌‌‌‌‏های دیگری احترام گذاشته، به جلو حرکت می‌‌‌‌‌‏کنند و از این مهارت‌‌‌‌‌‏ها تا جایی که امکان دارد، استفاده می‌‌‌‌‌‏کنند.

برنامه‌‌‌‌‌‏ریزان به جای تلاش برای مجبور کردن کارآفرینان ایده‌‌‏پرداز به استدلال سختگیرانه برنامه‌‌‌‌‌‏ریزی استراتژیک، باید آنها را متقاعد کنند که از مزایای کلی تفکر استراتژیک بهره برده و بیاموزند که چگونه می‌‌‌‌‌‏توان با این تفکر فرصت‌‌‌‌‌‏ها را دنبال کرد.

هدایت در مسیر درست

بهتر است از ابتدا مسیر درست را برای ایده‌‌‏پردازان مشخص کرد تا بتوانند سریع‌‌‏تر به رویا و هدف خود دست یابند.

این کار به تشکیل چارچوبی کلی کمک می‌‌‌‌‌‏کند؛ چارچوبی که آنقدر انعطاف‌‌‌‌‌‏پذیر هست که به ایده‌‌‏پردازان امکان دنباله‌‌‌‌‌‏گیری فرصت‌‌‌‌‌‏ها را تا زمانی ‌‌‌‌‌‏که در جهت مناسب به سوی اهداف کلی هدایت شوند، بدهد.

این امر به چگونگی عملکرد برنامه‌‌‌‌‌‏ریز استراتژیک بستگی دارد که در صورت اشتباه در عملکرد ممکن است کارآفرین ایده‌‌‏پرداز را از رسیدن به هدف دور کند.

مطالب دیگر :

آزار و اذیت فالون‌‌‏دافا در چین هنوز ادامه دارد

آیا کارکنان شرکت‌‏تان از دل و جان کار می‌‏کنند؟ مدیران مقصرند یا کارمندان؟

انواع صفات شخصیتی در رشته روانشناسی