فرهنگ و هنر

چهار مادر نمونه در تاریخ چین

خانم یو بخاطر خالکوبی چهار کلمه چینی (وفادار خدمت به کشور) بر روی کمر یو فی برای یادآوری عهدش به او مشهور بود. (Sun Mingguo/The Epoch Times)

 

 مادران نفوذ زیادی روی فرزندانشان دارند. به عنوان اولین آموزگاران به هر نحوی ما را تحت تاثیر قرار داده و شخصیت و غالب فکری ما را شکل می دهند.

چهره های برجسته بسیاری در تاریخ چین وجود داشتند که مادران شان نقش مهمی در موفقیت آنها ایفا کردند. از جمله این مادران مادرِ منسیوس، مادرِ یو فی، مادرِ تائو کان و مادرِ گوانگ شی بودند. به عنوان چهار مادر نمونه چین باستان رفتار و شخصیت آن ها مثال زدنی بود.

مادرِ منسیوس

ژانگ، مادرِ منسیوس، دانشمندی مشهور، در ایالت زو در دوره عصر دولت‌های جنگ‌طلب (۴۷۵ تا ۲۲۱ قبل از میلاد) متولد شد. او بیوه بود و سخت کار می کرد تا منسیوس (۳۷۲ – ۲۸۹ قبل از میلاد) را بزرگ کند. او بسیار سختگیر بود و این گونه بود که منسیوس بزرگ شد و اندیشمندی مشهور شد.

ژانگ بخاطر منسیوس سه بار محل اقامت شان را عوض کرد که داستان آن مشهور است. مادر و پسر در نزدیکی یک قبرستان زندگی می‌‌‏کردند. منسیوس از گریه مردم در مراسم تشییع جنازه تقلید می کرد. ژانگ نگران شد و تصمیم گرفت آنجا را ترک کنند.

خانه جدید آنها در کنار یک بازار بود. منسیوس، که در تقلید کردن خوب بود شروع به تقلید کردن از جار و فریاد کشیدن فروشندگان دوره گرد و قصاب ها کرد. ژانگ پی برد این محیط تاثیر بدی روی منسیوس خواهد گذاشت بنابراین از آنجا هم رفتند و این بار در خانه ای کنار یک معبد نیاکان امپراتوری ساکن شدند.

منسیوس شروع به فراگیری آداب درباری از مقاماتی که روزهای اول هر ماه آنجا رفت و آمد می کردند کرد. ژانگ بسیار خوشحال شد و به این نتیجه رسید که آنجا جای خوبی برای سکونت است.

یک روز هنگامی که منسیوس از مدرسه برگشت ژانگ در حال بافندگی بود و از او پرسید : « امروز درس‌‌‏هایت چگونه پیش رفت؟ »

منسیوس جواب داد : « تقریبا طبق معمول. »

ژانگ بلافاصله یک قیچی برداشت و تکه پارچه ای را که می دوخت را دو نصف کرد. منسیوس شوکه شد و علت کار او را پرسید.

ژانگ پاسخ داد : « بی توجهی به درسهایت، مانند پاره کردن پارچه ای است که در حال بافتنش بودم. یک فرد برای کسب اعتبار و دانش به مطالعه می‌‌‏پردازد. با دانش، او می‌‌‏تواند در خانه آرامش و شادی داشته باشد و وقتی که خارج از خانه است، از مشکلات دوری کند. اگر از درس‌‌‏هایت غفلت کنی، نمی‌‌‏توانی از یک زندگی بدبختانه اجتناب کنی، و فاقد توانایی لازم برای دوری از مشکلات خواهی بود. این همانند بافندگی برای امرار معاش است. اگر کارم را نیمه کاره رها کنم، چگونه می‌‌‏توانم مایحتاج خانواده مان را تامین کنم؟ »

او معتقد بود که زنی که زندگی اش را رها می کند همانند مردی است که به حفظ تقوا اعتقادی ندارد و اگر دزد یا سارق نشوند به بردگان تنزل خواهند یافت.

سخنان ژانگ تاثیر زیادی روی منسیوس گذاشت. او سخت تحت هدایت « زیسی » نوه کنفوسیوس به مطالعه پرداخت و در نهایت دانشمندی مشهور شد.

 

مادرِ یو فی

 خانم یو، مادرِ یو فی (۱۱۰۳ – ۱۱۴۲) ژنرال معروف ارتش بود که نیروهایش را در جنگ علیه قبیله جورچن در طول سلسله سونگ جنوبی (۱۱۲۷ – ۱۲۷۹) رهبری می کرد.

او بخاطر خالکوبی چهار کلمه چینی (وفادار خدمت به کشور) روی کمر یو فی – برای یادآوری عهدش به او مشهور بود. او در چند سال آخر زندگی اش، یو فی و نیروهایش را در اطراف دنبال می کرد. وی در سال ۱۱۳۶ در شهر ایژو درگذشت.

نقشه یانگ یائو برای فریب دادن یو فی بود که باعث شد مادرِ یو فی چهار کلمه را پشت او خالکوبی کند. او یک شورشی بود و یو فی را به خاطر استعداد ادبی و نظامی‌‌‏اش تحسین می­کرد. وی شخصی به نام وانگ زو را نزد یو فی فرستاد تا از او برای پیوستن به ارتشش اغوا کند. وانگ زو به یو فی پیشنهاد جواهرات زیادی داد.

یو فی او را به عقب هل داد و گفت : « هرگز به کشورم خیانت نخواهم کرد ! »

وانگ زو هیچ انتخابی نداشت جز اینکه با هدایا آنجا را ترک کند.

وقتی مادرِ یو فی متوجه شد، از یو فی خواست که محراب اجدادی را برای نیایش آماده کند، در حالی که رفت تا همسر یو فی را بیاورد. سپس از یو فی خواست زانو بزند و همسرش را نیز فرستاد تا مقداری جوهر تهیه کند.

خانم یائو به پسرش گفت : « واقعا خوشحال هستم که می‌‌‏بینم به اصول خود پایبند هستی. اما از طرفی پس از مرگم می‌‌‏ترسم، برخی از افراد بدخواه تو را به سوی ارتکاب اعمال ناشایست سوق دهند. اگر لحظه‌‌‏ای حماقت کنی و کاری را انجام دهی که خیانت به کشور محسوب شود، نامت لکه دار خواهد شد. بنابراین، قصد دارم تا چهار کلمه (وفادار خدمت به کشور) را برای به یاد داشتن عهدت، روی کمرت خالکوبی کنم. شخصی وفادار باش و با نهایت وفاداری به کشور خدمت کن تا هنگامی که از دنیا رفتم در آرامش باشم. »

یو فی جملات مادرش را آویزه گوشش کرد. مادرش کلمات (وفادار خدمت به کشور) را با یک استفاده از سوزن و قلم موی جوهری روی پشتش حک کرد.

و در نهایت یو فی فرمانده‌‌‏ای وفادار و مشهور شد که مورد احترام همه بود.

مادرِ تائو کان

ژان، مادرِ تائو کان در چین باستان نمادی از مادری نمونه بود. او بخاطر مهارت‌‌‏های فرزند پروری و بزرگواری والایش شناخته شده بود. تائو کان (۲۵۹ – ۳۳۴) فرماندار و ژنرال بزرگ در دوره سلسله جین (۲۶۵ – ۴۲۰) تنها فرزند خانواده‌‌‏ای فقیر بود. مادرش سرپرستی و آموزش او را به عهده گرفت.

یک روز که به شدت برف می‌‌‏بارید، قرار شد فان کویی دوست تائو کان به دیدارش بیاید. فان کویی اندیشمندی از شهر پویانگ بود که توسط مقامات محلی زادگاهش انتصاب شده بود تا مامور اجرای قانون و درستکار و تطمیع ناپذیر باشد. او برای به عهده گرفتن منصب خود راهی شهر لوئویانگ شد.

تائو کان در مورد پذیرایی کردن از مهمان، همراهان و اسب‌‌‏هایشان نگران بود، زیرا خانواده‌‌‏اش برای تهیه هر گونه غذایی بسیار فقیر بود. مادرش او را آرام کرد و گفت که راهی پیدا خواهم کرد.

او موهای بلندش را چید، آن را فروخت و از پول آن برای خرید برنج استفاده کرد. او همچنین ستون­های یک اتاقک قدیمی را برای تهیه هیزم خرد کرد و با پاره و تکه تکه کردن یک زیرانداز حصیری به اسب‌‌‏های مهمانان غذا داد. هنگامی که فان کویی به ماجرا پی برد با صدای بلند گفت : « فقط مادری مثل او می‌‌‏تواند کسی مانند تائو کان را پرورش دهد ! »

تائو کان هرگز فراموش نکرد که مادرش برای میزبانی از مهمانان چقدر تلاش و دوندگی کرده بود. هنگامی که تائو کان به یک مقام رسمی رسید، مودب و متواضع بود و همیشه مهمانانش را با خوشرویی می‌‌‏پذیرفت.

وقتی تائو کان در اداره شیلات شهر هایانگ در استان چجیانگ خدمت می‌‌‏کرد، اغلب از زیردستان خود هدیه دریافت می‌‌‏کرد. روزی یک نفر یک شیشه ماهی نمک سود به او داد. تائو کان آن را به زادگاهش برای مادرش فرستاد.

بر خلاف انتظار، مادرش شیشه ماهی نمک سود را همراه نامه ای که برایش نوشته بود برگرداند : « اکنون یک مقام رسمی هستی. فرستادن چیزی برای من که متعلق به اموال عمومی است نه تنها خوشحالم نمی کند، بلکه نگرانم می‌‌‏کند. »

تائو کان خجالت زده شد به اشتباهش پی برد و از آن زمان به بعد صاحب منصبی فساد ناپذیر شد.

تائو کان فهمیده و درستکار شد و از سمت فرماندار به مقام فرماندهی ارتش ارتقا یافت و سرانجام رهبر ایالت چانگشا شد. دستاوردهایش به عنوان یک اندیشمند و مقام رسمی نمونه و چشمگیر بود که همه آن به لطف تلاش‌‌‏های مادرش امکان پذیر شد.

مادرِ گوانگ شی

گوانگ شی (۱۰۰۷-۱۰۷۲) دانشمند بزرگ دوره سلسله سونگ شمالی (۱۱۲۷ – ۹۶۰) بود. مادرش، ژنگ، زنی سخت کوش با عزم و دانش فراوان بود. وقتی گوانگ شی چهار ساله بود، مادرش بیوه شد و او را به تنهایی تربیت کرد. پدرش موقعیتی در میان مقامات محلی داشت، اما بعد از مرگ او زندگی برای آنها سخت شد.

وقتی گوانگ شی به پنج سالگی رسید، مادرش به او خواندن و نوشتن و چگونه شخصی خوب بودن را آموزش داد. آنها فقیرتر از آن بودند که بتوانند کاغذ و جوهر تهیه کنند، بنابراین ژنگ برای آموزش دادن به گوانگ شی از یک نی برای نوشتن بر روی شن‌‌‏ها استفاده کرد.

ژنگ همچنین برای آموزش به گوانگ شی برای فسادناپذیر بودن از پدر گوانگ شی برای نمونه نام می‌‌‏برد. زمانی که گوانگ شی یک مقام رسمی شد، ژنگ داستان‌‌‏هایی درباره درستکاری و اعمال نیک پدرش برایش تعریف می‌‌‏کرد.

ژنگ گفت : پدرت شب اغلب تا دیر وقت کار می‌‌‏کرد. وی توجه ویژه‌‌‏ای به پرونده‌‌‏های افراد بی بضاعت داشت و این موارد را به دقت مورد بررسی قرار می‌‌‏داد تا از صدور احکام نادرست جلوگیری شود. در صورت امکان، از میزان محکومیت می‌‌‏کاست و در مورد محکومیت‌‌‏هایی که نمی توانست کاری انجام دهد، اغلب احساس تاسف می‌‌‏کرد.

او افزود : « پدرت بسیار درستکار بود و رشوه‌‌‏ای نمی پذیرفت. اگرچه درآمد زیادی نداشت ولی اغلب به فقرا کمک می‌‌‏کرد و فقط مقدار کمی برای خودش نگه می‌‌‏داشت، زیرا نمی‌‌‏خواست ثروتش باری روی دوشش باشد. به همین دلیل پس از مرگش هیچ خانه یا زمینی از او بر جای نماند. »

یک بار هنگامی که گوانگ شی بخاطر حمایت کردن از فن ژونگ یان در یک جنبش تنزل مقام یافت، مادرش نه تنها او را سرزنش نکرد بلکه در عوض به او دلداری داد.

« اینکه به خاطر حمایت از عدالت تنزل مقام یافتی یک رسوایی نیست. فقر چیز جدیدی برای ما نیست. از اینکه از اتفاقی که افتاده ناامید نشدی خیلی خوشحالم. »

مادران نمونه و پاکدامن در تاریخ فراوان بوده‌‌‏اند، آنها با بکارگیری نمونه‌‌‏های خوب به فرزندان خود آموزش داده و موجب رشد و شکوفایی آنان شدند.

مطالب دیگر :

سیزده مِی، روز گرامیداشت « حقیقت، نیکخواهی و بردباری »

داستان عکسی که وحشی‌‏گری حزب کمونیست چین را نشان داد

نیک‌خواهی و درستکاری یک امپراتور بزرگ

فواید یادگیری صبر و بردباری