فرهنگ و هنر

جشن سده، آئین احترام به فروغ و روشنایی

جشن سده

آیین باستانی سده، روستای چم از توابع شهرستان تفت استان یزد، بهمن ۱۳۹۴ (Epoch Times)

جشن سده، چهل‌ روز پس از شب یلدا، یعنی دهمین روز بهمن‌ماه (آبان روز از تقویم زرتشتی) برگزار می‌شود که آن را جشنِ پیدایشِ آتش می‌دانند.

فردوسی می‌فرماید :

به یک هفته بر پیش یزدان بُدند / مپندار که آتش پرستان بُدند

که آتش بدانگاه مهراب بود / پرستنده را دیده پر آب بود

برای ایرانیان باستان، روشنی و آتش و آفتاب تجلی پروردگارشان بود. آنان هنگامی که می‌‌‌‏خواستند ستایش خداوند را انجام دهند به سوی خورشید می‌‌‌‏ایستادند و هرگاه شب‌‌‌‏هنگام و یا در مکانی سر بسته (آتشکده) نیایش می‌‌‌‏کردند رو به آتش می‌‌‌‏ایستادند. در کتاب اوستا آتش دارای مقامی والا است. گوهر زندگی است، عشق است و تجلی پروردگار. همانطور که تاریکی مظهر اهریمن. اغلب در هر خانه‌‌‌‏ای مهراب و نیایشگاهی وجود داشت که در آن اجاغی با آتش همواره افروخته بود. هرگاه آن آتش بر اثر بی‌‌‌‏توجهی خاموش می‌‌‌‏شد نشان از بدشگونی بود.

از همین رو ایرانیان در آغاز همه جشن‌‌‌‏های خود آتش می‌‌‌‏افروختند و نیایش می‌‌‌‏کردند. اما مجموعه‌‌‌‏ای از جشن‌‌‌‏ها ویژه آتش بود که مهم‌‌‌‏ترین آنها « جشن سده » بود. جشنی که تا به امروز ادامه یافته است. جشن سده را به هوشنگ، از شاهان ایران باستان و به یادگار پیدایی آتش برگزار می‌‌‌‏شود نسبت داده‌‌‌‏اند. فردوسی شرح آن را در ضمن احوال هوشنگ آورده است. (گاه شماری و جشن‌‌‌‏های ایران باستان – هاشم رضی سازمان انتشارات فروهر)

به موجب شاهنامه هوشنگ روزی به هنگام شکار که با گروهی همراه بود، مار سیاهی بر سر راه می‌‌‌‏بیند. سنگی با شدت به سویش پرتاب می‌‌‌‏کند. بر اثر اصابت سنگ بر سنگ، جرقه‌‌‌‏ای می‌‌‌‏جهد و خار و خاشاک اطراف آن را به آتش می‌‌‌‏کشد. مار می‌‌‌‏گریزد و شاه و همراهان به گرد آتش به جشن و سرور تا شب هنگام پرداخته و نمی‌‌‌‏گذارند آتش هیچگاه خاموش شود. از این رو، آن جشن را جشن سده نام نهاده و هر ساله به پاس حرمت آتش و یادگار آن بر پایش می‌‌‌‏کنند. در این تقارن تعبیری لطیف و پرمعنی به نظر می‌‌‌‏رسد که روشنی و آتش والاترین مظهر وجود و هستی و عین دانش و خرد و کمال است؛ و مار سیاه نشان ظلمت اهریمنی و جهل و عین بدی و شر می‌‌‌‏باشد.

…فروغی پدید آمد از هردو سنگ   /   دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ

جهاندار پیش جهان آفرین   /   نیایش همی کرد و خواند آفرین

بگفتا فروغی است این ایزدی   /   پرستید باید اگر بخردی

یکی جشن کرد آن شب و باده خورد   /   سده نام آن جشن فرخنده کرد

ز هوشنگ ماند این سده یادگار   /   بسی یاد چون او دگر شهریار  (شاهنامه فردوسی)

در منابع مختلف جشن سده به کسان دیگری نیز نسبت داده شده است. برای نمونه ابوریحان بیرونی این جشن را به اردشیر بابکان نسبت می‌‌‌‏دهد و در کتاب « برهان قاطع » جشن سده به کیومرث نسبت داده شده که در اساطیر ایرانی نخستین بشر (آدم) محسوب می‌‌‌‏شده است. شکست ضحاک ستمگر و نیز پیروزی پسر تهماسب بر افراسیاب نیز علل دیگری است که بر این جشن آورده‌‌‌‏اند.

در وجه تسمیه این جشن روایات گوناگونی هست که معتبرترین آن همان عدد سد (صد) است و مربوط است به موقعیت‌‌‌‏های فصلی در دورانی که ایرانیان سال را به دو فصل تقسیم می‌‌‌‏کردند. تابستان بزرگ که هفت ماه بود، از آغاز فروردین تا پایان مهرماه، و زمستان بزرگ که از اول آبان شروع می‌‌‌‏شد و تا پایان اسفندماه ادامه داشت. گویند چون سد روز از زمستان بزرگ سپری می‌‌‌‏شد، ایرانیان جشن سده را برپا می‌‌‌‏کردند. چون معتقد بودند که اوج سرما سپری شده و این پدیده اهریمنی (تاریکی و سرما) توان و نیرویش رو به زوال و کاستی است.

پس همگان در دشت و صحرا گرد آمده و تلی بزرگ از خار و خس و خاشاک و هیزم فراهم آورده و با فرارسیدن تاریکی شب آتش می‌‌‌‏افروختند و شادی و پایکوبی می‌‌‌‏کردند و سرود ویژه آتش را ترنم می‌‌‌‏کردند و معتقد بودند که این جلوه‌‌‌‏گاه و فروغ اهورایی، بازمانده‌‌‌‏های سرما را نابود می‌‌‌‏سازد. یکی از ویژگی‌‌‌‏های جشن سده، همدلی و همکاری مردم است. در گذشته مرسوم بود که گرداوری هیزم و خار و خاشاک برای جشن، فریضه‌‌‌‏ای دینی است و پاداش در پی دارد. هر کس به اندازه توانایی‌‌‌‏اش هیزم و چوب گرداوری می‌‌‌‏کرد. بزرگان و امیران کسانی را به کار می‌‌‌‏گماردند تا به نیت آنان هیزم و خار گردآوری کنند. چون نیروی مردمان گرد می‌‌‌‏آمد و این اشتراک مساعی برای ضعف و نابودی اهریمن ضروری بود. مانده‌‌‌‏های این عقیده و اندیشه در کردار و عمل، هنوز در بسیاری از روستاها و شهرستان‌‌‌‏ها و شهرهایی چون کرمان و یزد باقی است.

توماس هاید در کتاب « تحقیق درباره دین‌‌‌‏های ایرانی » درباره جشن‌‌‌‏های آتش و همانندی آن با جشن‌‌‌‏های آتشی که در اروپا شایع بوده تحقیقاتی کرده و جشن سده را با « جشن شب دوازدهم » در انگلستان مقایسه کرده است که طی آن مردم در بلندی کوه‌‌‌‏ها و بام‌‌‌‏ها آتش افروخته و پایان شدت سرما و نزدیکی بهار را با پایکوبی و شادی جشن می‌‌‌‏گرفتند.

جشن سده در شمار یکی از سه جشن بزرگ ایرانیان است که در کنار نوروز و مهرگان پس از سقوط ساسانیان در دوران اسلامی نیز دوام آورد. تا جایی که بسیاری از بزرگان و حاکمان نیز این جشن‌‌‌‏ها را گرامی می‌‌‌‏داشتند. برگزاری جشن سده توسط ملک‌‌‌‏شاه سلجوقی در بغداد، و نیز پادشاهان دیلمی نظیر عضدالدوله مستند شده است. اما بزرگترین جشن سده که مربوط به دوران پس از اسلام است جشنی است که « مرداویج دیلمی » درسال ۳۲۳ هجری در اصفهان برپا ساخت.

امروزه جشن سده میان زرتشتیان رایج و برقرار است. آنان جشن سده را همانند نوروز، مهرگان و تیرگان ابتدا در محلی عمومی برپا می‌‌‌‏کنند که همگان در آن شرکت می‌‌‌‏کنند. پس از آن هر خانواده با توجه به توانایی و امکانات خود، در خانه نیز مراسم جشن را برپا می‌‌‌‏کند. برای آنان یکی از اهداف آئینی این جشن، گردآمدن نیکان و نیرومند شدن علیه شر و بدی است. در اجرای مراسم دینی این هدف به وضوح دیده می‌‌‌‏شود. همکاری عموم در گردآوری هیمه و خار کاری نیک به حساب می‌‌‌‏آید. موبدان هنگامی که می‌‌‌‏خواهند به سوی پشته بزرگ بیایند دست هم را می‌‌‌‏گیرند یا به وسیله بند مقدس با هم پیوند دارند و با هم آتش را که در لاله‌‌‌‏هایی که به دست دارند در پشته‌‌‌‏ها می‌‌‌‏زنند.

این مراسم به وسیله انجمن زرتشتیان کرمان سال‌‌‌‏ها است که بیرون از شهر انجام شده و همه مردم زن و مرد، زرتشتی و مسلمان، کلیمی در آنجا گرد آمده و در شادی شرکت می‌کنند. در کرمان مقارن با غروب آفتاب موبدان با لباس ویژه سپید، لاله به دست و زمزمه کنان با سرود آتش نیایش، گرد پشته هیمه سه بار می‌‌‌‏گردند و آنگاه با آتشی که در لاله‌‌‌‏ها می‌‌‌‏سوزد، هیمه را می‌‌‌‏افروزند. روز دهم بهمن آش ویژه‌‌‌‏ای پخته می‌‌‌‏شود که انواع سبزی‌‌‌‏ها و حبوبات و گوشت در آن وجود دارد و تهیه سیروگ که نان ویژه‌‌‌‏ای است و آن را در روغن کنجد سرخ می‌‌‌‏کنند به یاد درگذشتگان و اوستاخوانی جهت شادی روان‌‌‌‏ها مرسوم بوده و در کرمان هنوز مرسوم است. خانواده‌‌‌‏هایی که در محل عمومی جشن نمی‌‌‌‏رفتند در بام خانه‌‌‌‏ها آتش می‌‌‌‏افروختند.

« صدیقه رمضانخانی » پژوهشگر میراث فرهنگی در یزد می‌‌‌‏گوید در استان یزد هم اکنون این جشن در روستای چم از توابع تفت برپا می شود و دوستداران فرهنگ ایران و زرتشتیان در این مراسم شرکت می‌‌‌‏کنند که موبدان با لباس‌‌‌‏های سفید، هیزم‌‌‌‏ها را شعله‌‌‌‏ور می‌‌‌‏کنند و سپس دست در دست هم گرداگرد آتش می‌‌‌‏چرخند و سرود اوستا می‌‌‌‏خوانند. به گفته وی در گذشته زنان، زغال افروخته آتش جشن سده را به اجاق خانه‌‌‌‏های‌‌‌‏شان می‌‌‌‏بردند و نمی‌‌‌‏گذاشتند خاموش شود چراکه آن را مایه برکت می‌‌‌‏دانستند. در این مراسم نان مقدس سوروک (سیرک) پخت می‌‌‌‏شود و همراه با آجیل لرک بین مردم توزیع می‌‌‌‏شود. این جشن در سایر استان‌‌‌‏ها به ویژه در کرمان برپا می‌‌‌‏شود که به سده سوزی معروف است و همه اقشار جامعه در آن شرکت می‌‌‌‏کنند. همچنین در میان عشایر بافت و سیرجان، آتش جشن سده با چهل شاخه از درختان هرس شده به نشانه چله بزرگ در میدان ده افروخته می‌‌‌‏شود.

زرتشتیان تهران نیز این جشن را از سال ۱۳۱۷ خورشیدی توسط « باشگاه مزدیسان » برگزار کردند که تا سال ۱۳۳۴ ادامه یافت. آنگاه سازمان فروهر تاسیس شد که جشن سده و جشن‌‌‌‏هایی دیگر را به گونه‌‌‌‏ای آبرومند برپا می‌‌‌‏کرد. این جشن سال‌‌‌‏ها است که توسط این سازمان در باغ ورجاوند و دیگر اماکن برگزار می‌‌‌‏گردد.

مطالب دیگر :

رئیس انجمن رسانه‌‌‌‌‏های جمعی کانادا : « وجود شن‌‌‏یون حیاتی است »

آیا زیاد می‌‌‏خوابید؟ چهار عارضه خطرناک خوابیدن بیش از حد را بدانید