فرهنگ و هنر

تاریخچه گوچی از زبان پاتریشیا گوچی (قسمت اول)

 

عکس روی جلد کتاب ‌« به نام گوچی : تاریخچه »، پاتریشیا گوچی و پدرش در یکی از مراسم‌ برند گوچی در هنگ‌کنگ سال ۱۹۷۹ (Patricia Gucci)

پاتریشیا گوچی از کتاب خود و تاثیر آن در تغییر دیدش نسبت به گذشته می‌گوید.

خیلی وقت بود که « پاتریشیا » قصد داشت از پدرش « آلدو گوچی » بگوید. کسی که برند معروف را به آمریکا آورد و پدیده « ساخت ایتالیا » را جهانی کرد. فعالیت این برند که اکنون از برترین برندهای لوکس جهان به شمار می‌رود در ابتدا تنها در حد یک تجارت خانوادگی بود؛ اما در انتها به یکى از موفق‌ترین برند‌‏های جهان تبدیل شد. تجارتی که پس از شروعی ضعیف در اواسط راه به اوج خود رسید و سرانجامى اجتناب ناپذیر داشت.

کتاب « به نام گوچی : تاریخچه » اولین کتاب نوه « گوچیو گوچی » موسس برند گوچی است. به گفته پاتریشیا این کتاب در مورد مادرش و خود اوست که بدون هیچ برنامه ریزی قبلی عضوی از زندگی‌ آن‌ها شده بود. پاتریشیا گوچی که حاصل عشق « آلدو گوچی » و « برونا پالومبو » است هم اکنون تنها وارث گوچی به شمار مى‌‏رود.

پاتریشیا می‌گوید : « همیشه می‌خواستم درباره پدرم و اتفاق‌هایی که افتاده است بگویم؛ اما نمی‌توانستم. می‌خواستم که از او یادبودی ارزشمند به جای بگذارم چون فکر می‌کنم که مردم آن‌گونه که باید واقعیت را در موردش نمی‌دانند. »

او همان‌طور که اوایل کتاب اشاره کرده است، برای این‌که بتواند نوشته‌اش را به پیش ببرد ابتدا نیاز داشت که با گذشته‌اش کنار بیاید. همچنین می‌نویسد : « البته انتظار نداشتم که تحقیقاتم منجر به آشنایی دوباره من با مادرم، آن هم بعد ازاین همه سال‌ دوری شود به طوری که بالاخره توانستم ماهیت واقعی رابطه او و پدرم  را درک کنم و آن طور که باید برایش ارزش قائل شوم ».

درست از این لحظه به بعد بود که داستان این کتاب حس و حال سینمایی به خود گرفت و خیلی هم بعید نیست که روزی به فیلم سینمایی تبدیل شود.

نامه‌های عاشقانه آلدو به برونا، که بعضی از آن‌ها هم در کتاب درج شده‌اند، حتی فراتر از عشقی پر حرارت می‌روند. نامه‌هایی که اگر پاتریشیا چاپشان نمی‌کرد بدون آن‌ها شخصیت او تبدیل به‌ شخصیتی ویرایش شده، ناملموس، ضمنی و ساختگی توسط نویسنده می‌شد. در صورتی‌ که از حرف‌هاى خود آلدو مشخص می‌شود که در ۵٣ سالگى با وجود سه فرزند عاشق کارآموز ١٨ ساله‌‏اى شد که کل زندگى‌اش در فقر بسر برده بود و این عشق پیامدهاى زیادى برایش به دنبال داشت.

پاتریشیا گوجی آلدو گوچی

(Patricia Gucci)

در بخشی از کتاب، پاتریشیا از مادرش هنگامی که او را باردار بوده و رم را همچون « سارقی در شب » ترک کرده است می‌گوید؛ زیرا در دهه ۶۰ داشتن رابطه خارج ازازدواج و بچه ‌دار شدن جرم محسوب شده و مجازات حبس داشت.

پدرش جایی می‌نویسد : « سرنوشت ما این است که با هم باشیم ». اما در واقع سرنوشت او را گرفتارتر از آن کرد که وقت آزادی برایش بماند. گوچی درست طبق برنامه‌ریزی‌هایش خوب پیش می‌رفت و به برندی جهانی تبدیل شده بود. بنابراین از آن‌جا که او همیشه دور بود و مادرش را تنها می‌گذاشت، همه وعده‌های پر زرق و برقش تو خالی از آب در ‌آمد.

در کتاب آمده است که آلدو هم‌زمان با برونا رابطه دیگری نیز داشته است. اما در نهایت، با وجود این‌که برونا نسبت به آلدو وفادار ماند،  افسرده و گوشه‌گیر شد و نه تنها از جامعه بلکه از دخترش هم دوری کرد. او به دخترش با تاسف می‌گوید : « وقتی با تو مثل یک راز برخورد می‌شود تو نیز تمایل پیدا می‌کنی مثل یک راز زندگی کنی. »

سیر زمان نشان داده است که عشق و مصیبت تا همان لحظه آخرمرگ آلدو که از سرطان پروستات در سال ۱۹۹۰ درگذشت، هردو نقشی مساوی در زندگی هر سه مهره اصلی این برند داشته است. با مرگ او گوچی مهم‌ترین شخصیت خود را از دست داد. البته این آخرین اتفاق ناگوار برای هر دو خانواده بود.

پاتریشیا در این کتاب ماجرای کلاهبرداری پسران آلدو از پدرشان که باعث شد شرکت از دست رفته ودر سال ۱۹۸۷ به فروش رود را بازگو می‌کند. علاوه بر آن آلدو به دلیل عدم پرداخت مالیات نیز زمانی که ناتوان و بیمار بود چند سالی در آمریکا به زندان افتاد. البته درست زمانی که به نظر می‌آمد زندگی‌اش از هم پاشیده است پاتریشیا با پدرش رابطه نزدیکی داشت، « پدری خوش قیافه با لبخندی همیشگى و ادوکلنی ثابت. مردى که شبیه هیج کس دیگری نبود، انسانى آسیب پذیر با عیب و ایرادهاى گوناگون. »

درقسمت آینده مصاحبه پاتریشیا و اپک‌تایمزرا که از نحوه جمع آوری کتابش گفته است می‌‏خوانید.

تاریخچه گوچی از زبان پاتریشیا گوچی (قسمت دوم)