فرهنگ و هنر

آنچه مژگان شجریان در جشن تیرگان گفت

آنچه مژگان شجریان در جشن تیرگان گفت

مژگان شجریان / کنفرانس خبرى تیرگان / عکس : نگار واحدى

جشن تیرگان در تورنتو امسال افتخار میزبانی هنرمند عزیزی را داشت که یادگار یکی از بزرگترین مفاخر هنر و فرهنگ ایران زمین است. طی جشن تیرگان مژگان شجریان، مهمان اهالی رسانه و خبرنگاران، از جمله خبرنگار اِپُک تایمز فارسی بود تا گپ و گفتی هرچند مختصر اما دلنشین را به دوستاران خود هدیه کند.

مژگان شجریان، خواننده، نوازندهٔ سه‌ تار، گرافیست و نقاش، فرزند سوم استاد محمدرضا شجریان است. وی که زاده سال ۱۳۴۸ است، نوازندگی سه تار را در دهه پنجاه نزد استادان بزرگی نظیر محمدرضا لطفی و استاد حسین علیزاده فراگرفت. مژگان ردیف نوازی را نیز نزد استاد پرویز مشکاتیان و استاد مهربانو توفیق، آموخت.

اجرای کنسرت همراه با سیما بینا در سال ۱۳۷۰ در تهران، تکخوانی و هم آوازی با استاد شجریان در کنسرت لندن همراه با گروه شهناز (فروردین ۱۳۸۹)، سه تار نوازی در کنسرت گروه شهناز در دبی، کنسرت گروه شهناز در تهران، رندان مست و مرغ خوش خوان، طراحی گرافیک آثار استاد محمدرضا شجریان و همایون شجریان از سال ۱۳۷۲، گوشه ای از فعالیت‌های هنری ایشان است.

* لطفا در باره برنامه تان در تیرگان صحبت کنید

برنامه‌ای در دو بخش ۹ قسمتی داریم که بخشی از آوازها ساخته پدر هست که چندین سال پیش خلق شده است. قسمتی هم کارهای آقای محجوبی و بخشی از کار آقای نوژن آهنگ سازی کرده‌اند، دو تصنیف را آقای دکتر افشاری و یک تصنیف هم اثر خودم است. بخش اول مضامین عاشقانه و عرفانی دارد بخش دوم اجتماعی هست

* پیشینه خانوادگی شما در موسیقی و فرهنگ و هنر ایران برای همگان روشن هست. سوال من این است که دشواری شجریان بودن و مطرح بودن در چیست؟

– به هر حال در ایران زنان در زمینه آواز محدودیت‌هایی دارند. ولی از طرفی دیگر همین محدودیت‌ها باعث می‌شود که مردم بیشتر تشنه شنیدن صدای زنان شوند و این برای من به عنوان یکی از اعضای خانواده شجریان خیلی سخت است که فعالیت کنم و سالیان زیادی را از دست داده‌ام برای کار و برگرداندن این سال‌ها شدنی نیست. ولی در حد خود دوست دارم آنچه که یاد گرفتم را به کار گیرم. طبیعی هست که هر صدایی مطابق با سلیقه عده‌ای هست و مطابق سلیقه عده‌ای نیست. به نظر من نباید مقایسه‌ای شود. به هرحال من سعی کردم که تکنیک‌ها را یاد بگیرم و با حس خودم آوازها را اجرا کنم. به هرحال میدانم که هرچه هم کنم هم لایق نام شجریان نیستم. پدر من جایگاه خودش را دارد و خدا را شکرهمایون هم جایگاه خوبی دارد. من در حدی نیستم که برای خودم جایگاهی قایل باشم ولی چون این هنر را دوست دارم و در حقیقت با این کار قصد دارم خوانندگان خانم دیگر را هم تشویق به ادامه کار کنم. به عنوان یک وظیفه اجتماعی هنر را در جامعه حفظ کنیم.

* شما در زمینه‌های دیگری هنری مثل نقاشی، طراحی و مجسمه‌سازی فعالیت دارید. کدام یک از اینها را به دیگری ارجحیت می‌دهید.

– هرکدام از این هنرها جایگاه خودشان را دارند و هیچ کدام هم جدا از هم نیستند و هر کدام به شکلی روی مخاطب اثر می‌‏گذارد. من خودم از کودکی دنبال همه نوع هنری بودم؛ سال پیش مجسمه سازی را شروع کردم و در همه اینها موسیقی وجود دارد. در هنرهای تجسمی موسیقی وجود دارد و در موسیقی هم تجسم وجود دارد و اینها جدا از هم نیستند. ارتباط‌‏هایی که بین اینها وجود دارد باعث می‌‏شود آدم وسیله‌های بیشتری داشته باشد برای گفتن پیام و انتقال احساس. من هیچ کدام را برتر از دیگری نمیدانم. ولی موسیقی هنر انتزاعی‌‏تری است و خیلی مستقیم‌ با مخاطب ارتباط برقرار می‌کند. و برای همین نوعی دیگر  با مخاطب ارتباط برقرار کنیم.

* شما به عنوان کسی که حامی صدای خوانندگان زن بوده‌اید؛ در حال حاضر جایگاه و وضعیت خوانندگان زن را چطور می‌بینید.

– خیلی مهم است که به همه زنانی که در این عرصه فعال هستند احترام بگذاریم و من هم نسبت به هیچکدامشان حس برتری ندارم . به همین علت من خود را جزئی از این خاندان هنر می دانم و هر کس هم که این خاندان اضافه شود قدمش روی چشم.

* شما اولین حضور خود را در جشنواره تیرگان دارید. این جشنواره را تا کنون چطور دیدید؟

– درباره خوبی‌های این جشنواره زیاد شنیده‌ام و در این چندروز هم دیدم که همه چیز خوب و منظم پیش رفته و به نظرم حرکت خیلی خوبی هست که می‌تواند جهانی‌‏تر شود و پیامد این جشن‌ها این است که می‌‏تواند نسل‌های جدید را با فرهنگ و هنرمان آشنا کند.

* خانم شجریان نقش شما در احیای هنر ایرانی چیست؟

– نقش من به کنار ولی موسیقی کلاسیک ما مثل زبان ما و سایر عناصر فرهنگی ما دارای اهمیت زیادی است چراکه جان‌‏مایه هر اجتماعی هنر آن جامعه، فرهنگ و تاریخش است. باید به زبان‌مان اهمیت بدهیم. متاسفانه زبان ما در داخل و خارج کشور در حال تغییر است. شاعران و بزرگان ادبیات‌مان در حال فراموش شدن هستند، به خصوص در میان ایرانیان خارج از کشور. وقتی زبان فراموش شود راه برگشت به فرهنگ و تاریخ کشور بسته می‌شود. موسیقی کلاسیک ما پیامبر خوبی است که اشعار ادبیات ما را به گوش شنوندگان برساند و مردم را از جایی که الان هستند ببرد به جایی که شاید هیچ هنر دیگری نتواند ببرد، و اگر کسی بتواند به خوبی با آن ارتباط برقرار کند می‌تواند خود واقعی‌‏اش را پیدا کند. این اشعار با مفاهیمی که دارند می‌تواند این نقش را ایفا کند.

خود من نقشم این بوده که تا جایی که یاد گرفتم اموزش دادم و در این دو سه ساله شاگردان زیادی را تربیت کردم و انجام وظیفه کردم.

* به خاطر سابقه خانوادگی، شما و همایون هنرمندی هستید که جدا از استاد شجریان شناخته شده‌‏اید. چه کردید که هویت جدایی از استاد شجریان کسب کردید؟

– به نظرم من آن هویت مستقل را زیاد کسب نکردم. به هرحال سعی کردیم آنچه که یاد گرفتیم را درست استفاده کنیم و چیزی که باعث شده مخاطب مستقل خود را داشته باشیم این است که موسیقی را صرفاً از پدر یاد نگرفتیم. شخصیت هنری را آموزش دیدیم که در واقع هنرمند برای اینکه به جایی برسد باید خاک پای مردمش باشد. همین باعث شد تا جایی که می‌‏توانستم آنچه که یاد گرفتم را به دیگران انتقال دادم. و خودم را بالاتر از دیگران نبینم. هنرمند نباید جایگاه خودش را مشخص کند. بلکه جامعه باید جایگاه او را مشخص کند.

* چطور می‌‏شود موسیقی کلاسیک را برای جوانان جذاب‌‏تر کرد؟

به هر حال مخاطب برای گوش دادن به هر نوع موسیقی نیاز هست که تشنگی خاصی داشته باشد و کسی را نمیشود مجبور به گوش کردن موسیقی خاصی کرد. باید جذابیت‌ها را در آن ایجاد کرد. خود من هیچ وقت فرزندانم را مجبور به گوش کردن این نوع موسیقی نکردم. بچه هایی که بخواهند به این موسیقی علاقمند شوند نیاز هست توسط خانواده بنیانی گذاشته شود و توسط صرفاً هنرمند این کار انجام نمیشود. وقتی کودک در خانه این موسیقی را نمیشنود یا شعر حافظ را نمی شنود و نمیخواند طبیعتاً نمی‌تواند با این موسیقی ارتباط برقرار کند. اگر هم بخواهید این موسیقی را از این چارچوب موسیقی بیرون بیاوریم، باید به شکلی کامل شده این عمل انجام شود که هیچ صدمه ای به این موسیقی و شعر وارد نشود. باید هنرمندانی این خلاقیت را انجام دهند که سرآمد هنرشان باشد.

* نظر پدرتان درمورد اینکه وارد این خطه شدید چیست؟

پدر سالیان زیادی بود که امر میکردند که باید خودم تنهایی کار کنم. دلیل به خارج کشور آمدنم همین بود. چون داخل ایران امکان فعالیتم نبود. ولی متاسفانه در این دوسال اخیر خیلی درگیر مسائل شخصی‌‏ام بودم. ولی الان دوباره برگشتم به کار و ایشان همیشه مشوق من بودند که باید کار را دنبال کنم و به جلو پیش روم. سال پیش قرار بود ردیف ها را کامل کنیم که متاسفانه فرصت نشده است.

مطالب دیگر :

طلوع خورشید زرین « تیرگان » در تورنتو

برداشت غیر قانونی اعضای بدن چیست؟

نقش هالیوود در فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی

آنجلینا جولی روایتگر جنایات کمونیست‌های کامبوج