دیدگاه

اعتقادهای کمونیستی در میان دموکرات‌های امروز آمریکا

تعدادی از نمایندگان و سیاست‌مداران حزب دموکرات که در مناظره‌ای به میزبانی سی‌ان‌ان، در ۳۱ ژوئیه ۲۰۱۹ در میشیگان، در حمایت از نامزدهای این حزب در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۰ آمریکا سخن گفتند. ( BRENDAN SMIALOWSKI/AFP/Getty Images )

نظرات بیان شده در این مقاله ، نظرات نویسنده است و لزوماً منعکس کننده نظرات اپُک تایمز نیست.

مارک هندریکسون، تحلیلگر و اقتصاددان از دانشگاه گروو واقع در اوکلاهاما، در مقاله‌ای به تشریح این مهم پرداخته است که چطور امروزه سیاستمداران دموکرات در آمریکا، از ارزش‌های سنتی و صحیح پیشینیان خود فاصله گرفته‌اند.

وی معتقد است مردمی که به تماشای مناظرات اخیر طرفداران نامزدهای دموکرات ریاست جمهوری نشستند، بعید است که از این مناظرات چیزی منطبق بر ایده‌هایی مورد احترام رهبران پیشین ایالات متحده، بشنوند.

ایده‌ها و ارزش‌هایی که به زعم وی، در گذشته مورد احترام هردوی سیاست‌مداران دموکرات و جمهوری‌خواه بوده است، و نسل‌های پیش‌تر با آنها آشنایی بیشتری دارند.

برخلاف اعتقادات سنتی آمریکا، نامزدهای ریاست جمهوری دموکرات امروزی، خواستار گسترش و بسط قدرت و هزینه‌های دولت هستند.

آنها می‌‌‌‏خواهند یک دولت پدرسالار قدرتمند مسئولیت مشاغل، مراقبت‌های بهداشتی و درمانی، معیارهای زندگی و صنایع بزرگ را به عهده بگیرد. چیزی که یک دستور کار کاملاً سوسیالیستی است. دستور کاری که مبنای عملکرد دولت‌های مستقر در کشورهای تحت حاکمیت کمونیسم است.

برای دموکرات‌های امروزی، ایمان به دولت، جای ایمان به خدا را گرفته است. آنها معتقدند که دولت باید به جنگ طبیعت برود، و همۀ مردم را به اسم « پیشرفت » با هم برابر کند.

این نویسنده در ادامه با ذکر ده گفته، که توسط شخصیت‌های برجسته سیاسی تاریخ ایالات متحده بیان شده است، ارزش‌های سیاسی پیشین ایالات متحده را یادآور می‌شود و معتقد است که اگر شنونده، احساس کند ایده‌های بیان شده در این ده گفته، با اعتقادات و افکارش در تضاد است، احتمالاً ارزش‌هایی متضاد گذشته، به وی آموخته‌ شده است :

۱- « مکانیزم دولتی بیش از اندازه و غیر ضروری، برای چرخ‌های صنعت نقش یک مزاحم و اخلال‌گر را ایفا می‌کند. »

۲- « دولت نباید به بهانه مراقبت‌های درمانی، باعث کاهش کار و تلاش مردم شود. »

۳- « همیشه در جامعه، با وجود هر استقرار دولت عادلی، تمایز‌ها و تفاوت‌ها وجود خواهد داشت. به طوری که  نهادهای انسانی، نمی‌توانند برابری استعدادها، تحصیلات و ثروت را ایجاد کنند. »

۴- « هرچه دولت در بخش خصوصی کمتر دخالت کند، برای رونق عمومی بهتر است. »

۵- « حمایت [ برخی ] مردم از دولت، الزاماً نباید باعث پشتیبانی دولت از [ برخی ] مردم شود. »

۶-  « نرخ بالای درآمد حاصل از مالیات، سستی ایجاد می‌کند، انگیزه در سرمایه‌گذاری را کاهش می‌دهد، مصرف‌گرایی را ترویج‌ می‌دهد، رکود صنعتی ایجاد می‌کند، و در نهایت بیکاری و سایر نتایج زیان‌بار را به دنبال خواهد داشت. »

۷- « هزینه‌های گزافی را که صرف خدمات دولتی می‌کنیم، نه ضروری است و نه مفید است. »

۸- « دموکراسی، قبل از هر چیز، یک نیروی معنوی است که بر اساس یک بنیان معنوی، اعتقاد به خدا و رعایت یک اصل اخلاقی بنا شده است. » … « ایمان مذهبی ما، باورهای غلط کمونیسم [ و همینطور سوسیالیسم] را رد می‌کند. »

۹- « حقوق بشر لطف و سخاوت دولت نیست، بلکه لطف خداوند است. »

۱۰- « مهمترین نقش دولت فدرال این نیست که در پی برنامه‌هایی برای افزایش بیش از حد در هزینه‌های عمومی باشد، بلکه باید به دنبال گسترش انگیزه‌ها و فرصت‌هایی مربوط به هزینه‌های بخش خصوصی باشد. »

در تمام گفته‌های فوق، مضامینی چون محدود کردن دامنه و حدود دولت، احترام به حقوق فردی و ایمان به الهیات، دیده می‌شود. گوینده این گفته‌ها که روسای جمهور پیشین آمریکا هستند، صرفاً سیاستمدارانی از حزب دموکرات نیستند، بلکه هر دو طیف جمهوری خواه و دموکرات را شامل می‌شوند.

دو مورد اول، که هشداری در خصوص بزرگ و حجیم بودن دولت و دخالت آن در همه امور است، از توماس جفرسون نقل شده است. در زمان وی، دولت فدرال بسیار کوچک‌تر از زمان حال بود.

اندرو جکسون، هفتمین رئیس جمهور آمریکا که از حزب دموکرات بود، نویسنده سومین گفته است، که طی آن خطای رایجی مساوات‌طلبی را نکوهش کرده است. به طوری که امروزه به اشتباه مفهوم « عدالت » را در « مساوات و برابری مادی » می‌دانند.

گفته چهارم، هشدار مارتین ون‌بیورن هشتمین رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا و وابسته به حزب دموکرات بود که در مورد دخالت دولت در اقتصاد بود.

پنجمین مورد مربوط می‌شود استیفن گراور کلیولند، از حزب دموکرات که دو دوره سکان ریاست جمهوری را در دست داشت، بارها اقدام به لغو و وتوی لوایحی کرد که به برخی شهروندان خاص امتیازاتی خاص می‌داد. امتیازاتی که در ازای خرج و هزینه‌ای بود که آن شهروندان در جهت حاکمیت قانون کرده بودند.

گفتۀ ششم که متعلق به توماس ویلسون بیست و هشتمین رئیس‌جمهور آمریکا و عضو حزب دموکرات است، بسیار شبیه فلسفه اقتصادی رونالد ریگان، یعنی « اقتصاد سمت عرضه » است. اقتصاد سمت عرضه یک نظریه اقتصاد کلان است که معتقد است رشد اقتصادی با کمترین مالیات و کاهش مقررات به طور مؤثر ایجاد می شود، و این نظریه مخالف اقتصاد تقاضا است.

هفتمین گفته، هشداری از سوی فرانکلین روزولت سی‌و‌دومین رئیس‌جمهور ایالات متحده است، در خصوص اتلاف‌های دولتی و تلاش دولت برای انجام کارهایی بیشتر از آنچه که می‌تواند انجام دهد.

هشتمین گفته مربوط به، سی و سومین رئیس‌جمهور آمریکا و عضو حزب دموکرات است. این گفته منعکس کننده این باور است که ایمان به الهیات بر نظام‌های الحادی مانند کمونیسم و مؤلفه‌های اقتصادی آن مثل سوسیالیسم غلبه خواهد کرد.

دو مورد آخر نیز متعلق به جان اف کندی سی‌وپنجمین رئیس جمهور آمریکا و عضو حزب دموکرات است که تأکیدی بر حق تقدم خدادادی ما دارد. یعنی برتری بخش خصوصی، متشکل از انسان‌هایی آزاد، بر کنترل دولت بر فعالیت اقتصادی است.

نویسنده این مقاله در انتها می‌افزاید :

به هر طریق، من فکر نمی کنم هیچ کدام از این رؤسای جمهور سابق دموکرات، که در بالا اشاره شد، امروزه خوش‌آیند حزب دموکرات باشند، و کمتر اینکه آنها ( به فرض زنده بودن ) ، شانسی برای نامزد ریاست جمهوری این حزب می‌داشتند.

***

نظرات بیان شده در این مقاله ، نظرات نویسنده است و لزوماً منعکس کننده نظرات اپُک تایمز نیست.

مطالب دیگر :

این مرد می‌گوید، همسر مفقود شده‌اش قربانی برداشت اعضای بدن شده است

سوسیالیسم فقر می‌آورد، نه ثروت !

راز موفقیت بنجامین فرانکلین

15585

آخرین اخبار دنیا بدون سانسور خبری را در ایمیل خود دریافت کنید!

اپک تایمز رسانه ای فعال به ۲۱ زبان در ۳۵ کشور

15856